۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۷:۰۳

طبق آمارها طی ۴۰ روز جنگ اخیر دستکم به اندازه ۶ استادیوم آزادی آدم به ایران برگشت؛ آن هم در روزگاری که منطق دودوتا چهارتای بحران و غریزه بقا حکم به فرار میداد …
به گزارش مشرق، «مُردنم اینجا، ماندنم اینجا». این را حفیظ بوستانی گفته بود؛ مردی افغانستانی که ۳۰ سال در این خاک ریشه دواند و آخر سر، در زمان جنگ ۱۲ روزه پشت چراغقرمز میدان قدس، مزد این «ماندن» را با شهادت گرفت.
اما این جمله، حالا دیگر فقط میراث حفیظ نیست. با گذشت حدود ۹ ماه از آن روزها این مانیفست پنهان ۶۳۰ هزار انسانی است که در جریان تهاجم آمریکایی-صهیونی به ایران، نقشه ترانزیت منطقه را جابهجا کردند.
طبق آمارها طی ۴۰ روز جنگ اخیر دستکم به اندازه ۶ استادیوم آزادی آدم به ایران برگشت؛ آن هم در روزگاری که منطق دودوتا چهارتای بحران و غریزه بقا حکم به فرار میداد و ایرلاینهای جهانی یکی پس از دیگری نام «تهران» را با رنگ قرمز از تابلوی اعلانات خط میزدند.
۶۳۰ هزار جفت چمدان بسته شد، بند ۶۳۰ هزار کفش سفت شد و آماده سفرهای بعضاً سه تا هفت روزه زمینی. این بزرگترین «مهاجرت معکوس» غیررسمی در تاریخ معاصر ماست؛ آدمهایی که انگار فهمیدهاند، وقتی آسمان خانهات ابری است، آفتاب غریبهها گرمت نمید این واقعیتها را به گوش مردم برسانند تا گول رؤیافروشی آژانسها را نخورند. خیلیها که در ایران موفق بودند، سرمایهشان را بردند و آنجا به خفت افتادند، فقط چون فکر میکردند آنجا مدینه فاضله است.»
او با قاطعیت میگوید که دیگر قصد بازگشت ندارد: «با دیدن آن بیغیرتیها در غربت، تصمیم گرفتم همینجا بمانم و تجاربم را برای مردم خودم کامل کنم. من معتقدم در سالهای آینده شاهد مهاجرت معکوس خواهیم بود؛ زمانی که مردم بفهمند ایران، امنترین و قدرتمندترین خانه برای آنهاست.»
او رسالتش را در «حضور» یافته است. دکتر کاسب در انتهای گفتوگو، با تواضعی که از قدرت درونیاش سرچشمه میگیرد، میگوید: «من کاری نکردم. من ممنوندار نیروهای مسلح و شما اصحاب رسانه هستم که جانفشانی میکنید.»
به اصحاب رسانه که میرسد مکثی میکند و میگوید: «البته من از شما میخواهم بر خلاف تصویر غالب روایت کنید این مسئله را که ما مملکت قدرتمند و خوبی داریم. من حتی فکر میکنم در آینده با مهاجرتهای معکوس زیادی هم مواجه خواهیم شد.»
