
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، در هفتههای اخیر و همزمان با تشدید نوسانات بازار ارز، افزایش قیمت کالاهای اساسی و تداوم فشارهای معیشتی بر مردم، موج تازهای از اظهارنظرها و فضاسازیهای سیاسی در فضای رسانهای کشور شکل گرفته است؛ فضایی که در آن، بیش از آنکه دولت بهعنوان قوه مجریه و مسئول مستقیم سیاستگذاریهای اقتصادی پاسخگو باشد، تلاش میشود منشأ مشکلات به بیرون از دولت و بهویژه به مجلس و شخص محمدباقر قالیباف نسبت داده شود.
این در حالی است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند آنچه امروز بهعنوان ناکارآمدی در عرصه اجرا مشاهده میشود، نه محصول تقابل قوا، بلکه نتیجه مستقیم رویکرد دولت در چینش کابینه و بدنه مدیریتی است؛ رویکردی که با عنوان «وفاق» معرفی شد اما در عمل، به محلی برای توجیه ضعف مدیریتی بدل شده است.
بازی کی بود کی بود من نبودم!
در همین چارچوب، محمد مهاجری، تحلیلگر سیاسی، بخشی از ناکارآمدیهای فعلی دولت را ریشهیابی کرده و آن را به شعار محوری رئیسجمهور بازمیگرداند. به گفته او، «بخشی از ناکارآمدی کنونی دولت را باید در همان شعار معروف وفاق آقای پزشکیان جستوجو کرد.» مهاجری تأکید میکند که دولت برای تحقق آنچه وفاق مینامید، بهجای تمرکز بر توانمندی و کارآمدی، به سراغ افرادی رفت که از نظر تخصص و تجررای همافزایی ملی باشد، به سپری برای فرار از پاسخگویی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، فرافکنی و مقصرنمایی دیگران، نهتنها گرهی از مشکلات معیشتی مردم باز نمیکند، بلکه اعتماد عمومی به کارآمدی دولت را نیز با چالش جدی مواجه میسازد. تجربه نشان داده است که جامعه، بیش از هر چیز، از دولت انتظار اقدام عملی، تصمیمهای شجاعانه و اصلاحات ملموس دارد، نه جابهجایی مسئولیتها میان نهادهای مختلف.
در جمعبندی میتوان گفت آنچه امروز در فضای سیاسی کشور در حال رخ دادن است، بیش از آنکه نقدی منصفانه به عملکرد مجلس باشد، تلاشی برای انحراف افکار عمومی از مسئولیتهای دولت است. قالیباف، چه درست و چه نادرست، به هدف حملات رسانهای تبدیل شده، در حالی که دولت باید بپذیرد مشکلات موجود، حاصل سیاستها و انتخابهای خود اوست؛ انتخابهایی که ذیل عنوان «وفاق» صورت گرفت اما اکنون، هزینههای آن مستقیماً بر دوش مردم سنگینی میکند.
