بازی پیچیده دالان زنگزور و راهبرد‌های ایران

ورود ایالات متحده به پرونده دالان زنگزور را می‌توان بخشی از راهبرد کلان واشینگتن در قبال روسیه، چین و ایران جهت بازتعریف موازنه قدرت در قفقاز جنوبی دانست؛ منطقه‌ای که در تقاطع مسیر‌های انرژی، تجارت و رقابت‌های امنیتی قرار دارد و همواره محل تلاقی منافع قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است

تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴ – ۰۱:۴۰

ورود ایالات متحده به پرونده دالان زنگزور را می‌توان بخشی از راهبرد کلان واشینگتن در قبال روسیه، چین و ایران جهت بازتعریف موازنه قدرت در قفقاز جنوبی دانست؛ منطقه‌ای که در تقاطع مسیر‌های انرژی، تجارت و رقابت‌های امنیتی قرار دارد و همواره محل تلاقی منافع قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است

جوان آنلاین: پروژه موسوم به «دالان زنگزور» دیگر صرفاً ایده‌ای برای رفع گلوگاه جغرافیایی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان نیست، این طرح به سکویی برای بازتوزیع نفوذ در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. این دالان، با عبور از جنوب ارمنستان، جمهوری آذربایجان را به نخجوان و از آنجا به ترکیه متصل می‌کند و حلقه‌ای از شبکه ارتباطی شرق – غرب را شکل می‌دهد که می‌تواند بخشی از مسیر‌های فعلی تحت کنترل ایران و روسیه را دور بزند. این پروژه شکل‌بندی جدیدی است که هم‌زمان منطق اتصال اقتصادی و رقابت ژئوپلیتیک را درهم می‌آمیزد و از رهگذر یک راه زمینی- ریلی، هدفی بزرگ‌تر را نشانه می‌رود: جابه‌جایی محور‌های ترانزیتی و امنیتی منطقه به‌گونه‌ای که نقش سنتی ایران و روسیه در تنظیم قواعد بازی کاهش یابد و در مقابل، جای پای ایالات‌متحده و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌اش پررنگ‌تر شود. اعلام چارچوب صلح ایروان– باکو در واشینگتن و گنجاندن حق توسعه مسیر ترانزیتی تحت مدیریت کنسرسیوم امریکایی، سیگنال روشنی از راهبرد واشینگتن برای پیوندزدن سرمایه‌گذاری زیربنایی با معماری امنیتی نوین قفقاز است، رخدادی که با استقبال آنکارا و حساسیت تهران و مسکو همراه شد.

ذینفعان بازی ژئواکونومیک دالان زنگزور

ورود ایالات متحده به پرونده دالان زنگزور را می‌توان بخشی از راهبرد کلان واشینگتن در قبال روسیه، چین و ایران جهت بازتعریف موازنه قدرت در قفقاز جنوبی دانست؛ منطقه‌ای که در تقاطع مسیر‌های انرژی، تجارت و رقابت‌های امنیتی قرار دارد و همواره محل تلاقی منافع قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است. واشینگتن با استفاده از الگوی «دیپلماسی زیرساختی» – که سرمایه‌گذاری و توسعه مسیر‌های ارتباطی را با اهداف امنیتی و مهار رقبا درهم می‌آمیزد – تلاش می‌کند نفوذ سنتی روسیه و ایران را در این حوزه کاهش دهد و مسیر‌های جایگزین تحت مدیریت یا نفوذ خود را تقویت کند.

این رویکرد چند لایه دارد: نخست، تضعیف نقش ایران و روسیه در شبکه‌های ترانزیتی و امنیتی منطقه از طریق ایجاد مسیر شرقی–غربی که از خاک این دو کشور عبور نمی‌کند. دوم، ایجاد اتصال مستقیم میان جمهوری آذربایجان و ترکیه که نه تنها روابط این دو متحد منطقه‌ای را مستحکم‌تر می‌کند، بلکه ظرفیت انتقال انرژی و کالا به اروپا را افزایش می‌دهد. سوم، اعتبارسازی سیاسی امریکا به‌عنوان معمار صلح و داور اصلی مناقشات منطقه‌ای، به‌ویژه در شرایطی که روسیه درگیر جنگ اوکراین است و بخشی از ظرفیت دیپلماتیک و نظامی خود را به این جبهه اختصاص داده است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *