بازی با کارت باب‌المندب

تشديد تنش‌ها در خليج‌فارس را بايد بخشی از يك راهبرد گسترده‌تر برای بازتعريف موازنه قدرت در منطقه دانست؛ راهبردی كه به‌ دنبال تضعيف ...
تشديد تنش‌ها در خليج‌فارس را بايد بخشی از يك راهبرد گسترده‌تر برای بازتعريف موازنه قدرت در منطقه دانست؛ راهبردی كه به‌ دنبال تضعيف …
بازی با کارت باب‌المندببازی با کارت باب‌المندب

تشديد تنش‌ها در خليج‌فارس را بايد بخشي از يك راهبرد گسترده‌تر براي بازتعريف موازنه قدرت در منطقه دانست؛ راهبردي كه به‌ دنبال تضعيف ظرفيت‌هاي بازدارندگي ايران و تغيير نقش تهران در معادلات هرمز است.

در همين چارچوب بايد گفت سياست ترامپ عليه ايران مجموعه‌اي از اقدامات پراكنده نيست، بلكه در چارچوب يك استراتژي منسجم شامل فشار نظامي، اقتصادي و دريايي دنبال مي‌شود؛ هر چند ميزان موفقيت آن موضوعي جداگانه است. تصاعد بحران در خليج‌فارس نشان مي‌دهد رقابت ميان ايران و امريكا وارد مرحله‌اي شده كه هدف آن تنها مديريت يك بحران كوتاه‌مدت نيست، بلكه بازتعريف قواعد قدرت در منطقه است. در اين ميان رويكرد متجاوزانه امريكا براي تغيير نقش هرمز، تحت تاثير قرار دادن ظرفيت‌هاي بازدارندگي تهران و ايجاد مسيرهاي جايگزين، بخشي از اين روند گسترده‌تر است. در چنين شرايطي پرسش اصلي آن است كه آيا اين فشارها مي‌تواند معادلات منطقه‌اي را تغيير دهد يا به افزايش پيچيدگي بحران منجر خواهد شود. در همين راستبط بين‌الملل با اشاره به مخالفت‌هاي گسترده و عقب‌نشيني سريع واشنگتن، يادآور شد: ترامپ كمتر از ۲۴ ساعت پس از مطرح كردن اين پيشنهاد، اعلام كرد كه به‌ جاي عوارض، درآمد موردانتظار از طريق سرمايه‌گذاري كشورهاي عربي خليج‌فارس در امريكا تامين خواهد شد؛ حال آنكه اين كشورها پيش از اين هم سرمايه‌گذاري‌هاي قابل‌توجهي در اقتصاد ايالات‌متحده داشته‌اند و نمي‌توان اين سرمايه‌گذاري‌ها را به عنوان «حق عبور» كشتي‌ها از هرمز تلقي كرد.

محمدشريفي نتيجه مي‌گيرد كه اين مواضع بيش از آنكه نشان‌دهنده يك برنامه اجرايي منسجم باشد، بازتاب رويكردي است كه مي‌كوشد حتي مداخلات نظامي و سياست خارجي را در قالب دفاع از منافع مستقيم و ملموس داخلي مردم امريكا به افكار عمومي عرضه كند، درحالي كه از نظر عملي، اخذ چنين عوارضي از كشتي‌ها در تنگه هرمز ناممكن و غيرقابل تصور است.

مجيد محمدشريفي در پاسخ به پرسشي ديگر مبني بر پيامدهاي راهبردي اخلال در آبراه هرمز، تاكيد دارد: اقدام ايران در بستن يا ايجاد اختلال در هرمز در كوتاه‌مدت و به‌دليل شرايط جنگي مي‌تواند براي تهران منافع بازدارنده داشته باشد. اما در بلند مدت كشورهاي منطقه و قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي به‌ طور منطقي به دنبال مسيرهاي جايگزين براي كاهش وابستگي به اين گذرگاه خواهند رفت. به‌ گفته او، بايد ميان منافع كوتاه‌مدت و منافع بلندمدت و استراتژيك تفكيك قائل شد؛ در كوتاه‌مدت اخلال در هرمز به سود ايران بود.

منبع  : ایران جیب

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *