
بازیهایی که در این مطلب از آنها نام برده میشود، همان عناوینی هستند که داستان و نحوه روایتشان، از ستونهای نگهدارنده آنها محسوب میشوند. یعنی قصه در این آثار همانقدر مهم است که گیمپلی اهمیت بالایی دارد. شوربختانه در میان اینگونه محصولات، نمونههایی یافت میشوند که از منظر قصه ما را درگیر خود میکنند؛ اما درنهایت نمیتوانند یا نمیخواهند پاسخ سوالاتی که در ذهنمان شکل میگیرند را ارائه دهند.
برخی بازیها به علت مشکلات موجود در مراحل توسعه خود، عملا ناقص منتشر میشوند و برخی دیگر نیز قرار است داستان را در قسمتهای بعدی ادامه دهند؛ اما هیچگاه موفق به این کار نمیشوند. در مقاله پیشرو به چنین آثاری توجه میکنیم. عناوین داستانی که ما را مجذوب قصه خویش میسازند؛ اما درنهایت با چندین پرسش رهایمان میکنند.
