بازی، دستورپذیر نیست؛ باید فهمیده و تجربه شود

مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در نشست «جایگاه بازی در سیاست‌گذاری هنر» در خصوص اثرگذاری بازی‌های ایرانی به‌عنوان یک محصول فرهنگی گفت: امروز مسئولان سیاست‌گذار فرهنگی اهمیت بازی‌های دیجیتال را درک کردند. البته وقتی اهمیت موضوع را متوجه شوند اما خودِ بازی را بلد نباشند، مدل حمایت‌ها و سیاست‌گذاری‌ها به این سمت می‌رود که یک‌سری اهداف فرهنگی خوب را فهرست کنند و انتظار داشته باشند که هر بازی‌ای که می‌سازیم این اهداف را بیان کند. این درحالی است که صرفا با دستور دادن یا گفتن اهداف،‌ نمی‌توان کار فرهنگی خلق کرد.


٢٠ آبان ١٤٠٤
بازی، دستورپذیر نیست؛ باید فهمیده و تجربه شود

مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در نشست «جایگاه بازی در سیاست‌گذاری هنر» در خصوص اثرگذاری بازی‌های ایرانی به‌عنوان یک محصول فرهنگی گفت: امروز مسئولان سیاست‌گذار فرهنگی اهمیت بازی‌های دیجیتال را درک کردند. البته وقتی اهمیت موضوع را متوجه شوند اما خودِ بازی را بلد نباشند، مدل حمایت‌ها و سیاست‌گذاری‌ها به این سمت می‌رود که یک‌سری اهداف فرهنگی خوب را فهرست کنند و انتظار داشته باشند که هر بازی‌ای که می‌سازیم این اهداف را بیان کند. این درحالی است که صرفا با دستور دادن یا گفتن اهداف،‌ نمی‌توان کار فرهنگی خلق کرد.

به گزارش روابط عمومی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، محمد حاجی میرزایی در این نشست که در فرهنگستان هنر برگزار شد، با اشاره به اینکه در حوزه سینما و موسیقی این موضوع به‌خوبی درک شده که برای اتخاذ تمام سیاست‌های فرهنگی در این حوزه‌ها باید با متخصصین همان حوزه صحبت کنند تا نتیجه مطلوب حاصل شود، تصریح کرد: متاسفانه این فهم هنوز در حوزه بازی‌سازی دیجیتال شکل نگرفته است به همین دلیل دو جریان بازی‌سازی در کشور شکل گرفته است؛ یک گروه که مستقل کار می‌کند و گروه دیگر که به نکات فرهنگی مدنظر مسئولان، تن می‌دهد و محصول نهایی می‌شود چیزی که ظاهری شبیه به بازی دارد اما اصلا سرگرم‌کننده نیست. اگر بازی سرگرم‌کننده نباشد در نهایت می‌تواند یک پویانمایی تعاملی باشد به شکلی که صرفا کنترل شخصیت‌های انیمیشن دست بازیکن باشد بدون اینکه سرگرم شود.

 حاجی‌میرزایی با بیان اینکه بازی باید بتواند رقابت‌پذیر و تکرارپذیر باشد،‌ اظهار کرد: ما محصولات زیادی داریم که هزینه زیادی هم از بیت‌المال برایشان صرف شده است. در این بازی‌ها کاراکتری در یک محیط راه می‌رود و کارهایی شبیه به بازی می‌کند اما خروجی نهایی یک بازیِ واقعی نیست بلکه تنها توانسته توقعات کارفرمای فرهنگی یا حاکمتی را برآورده کند. این فرد تفاوتی بین دو مدلی که قید کردم نمی‌بیند چون خودش اصلا زمان کافی اختصاص نمی‌دهد که این بازی را انجام دهد؛ یعنی کارفرما بازی سفارش می‌دهد اما حس می‌کند چیزی که سفارش داده است برای بچه‌هاست و دیگر حوصله ندارند با آن مشغول شوند تا ببینند اصلا می‌تواند اهدافی مانند مقاومت،‌ تاب‌آوری، حمایت از خانواده و… را منتقل کند یا خیر.

منبع  : بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *