وقتی وزیری در هفتمین سال زمامداری دولت متبوعش به جای دفاع از عملکرد وزارت خانهاش به انتقاد از عملکرد خود میپردازد و از بار ۵۴ درصدی هزینههای درمان بر دوش مردم میگوید و اینکه که دومین کشور دنیا در پرداخت هزینه درمان توسط مردم هستیم! آیا نباید هنوز هم بابت مهار تیفوس مهلک در هفتاد سال پیش دستخوش بدهیم یا نه؟
هفتاد سال پیش، مهمانهای ناخوانده جنگ جهانی که با اشغال کشورمان به دست متفقین وارد کشورمان شده بودند، بیماری کشندهای را از طریق شپش در سطح ایران گستراندند که اوایل «تب حصبه» نامیده میشد؛ بیماری سختی که با تب محرقه همراه بود و ۴۰ درصد مبتلایان را به کام مرگ میکشانید و البته مدتها زمان برد تا از حصبه ـ که بسیار خفیفتر است ـ جدا شده و «تیفوس» شناخته شود.
بیماری مهلک اینقدر گسترده شده بود که آمار تلفات شهرهای دور و نزدیک همه را نگران کند. کار به جایی رسید که نخست وزیر، دو روز مانده به پایان سال، وزیر بهداری را به مجلس شورای ملف مایعی میشود که جهانیان مصرف سرانه آن را در راستای میزان توسعه یافتگی رصد میکنند، تا نتیجه طبیعی و البته محتوم آن پدیدار شدن مبتلایان به پوکی استخوان در محرومان باشد و اینجاست که پای بیمه به ماجرا باز شده و در کارکردی جالب، درمییابیم که هیچ کدام از بیمه گذاران در کشورمان، هزینه دارو و درمان ـ البته تثبیت بیماری لغت مناسبتری به نظر میرسد ـ این بیماری را تقبل نمیکنند؛ شاید به این دلیل که ابتلای به پوکی استخوان به اراده مستقیم بیماران وابسته شمرده شده و شبیه عمل جراحی بینی دسته بندی میشود!
اینجاست که مثال آوردن از گذشته، تنها راه پرسشگری از مسئولان میشود، چرا که براستی ما هم مانند بسیاری از بیمه شدگان درماندهایم که تعریف بیمه ـ لغوی، قانونی، عرف جهانی و… ـ چیست و متولی حقوق از دست رفته مردم در حال استمراری و آینده احتمالا مشابه کیست؟!
*ماهنامه دانش روز – شماره دوم
