
اقتصاد۲۴- بورس تهران این روزها در وضعیتی معلق به سر میبرد؛ هرچند خبرها حاکی از آن است که بورس روز سهشنبه هفته جاری بازگشایی میشود، اما این خبر چیزی از تعلیق حاکم بر بازار سرمایه کم نمیکند. بورس حالا نه آنقدر تعطیل است که بتوان آن را از معادلات اقتصاد کنار گذاشت و نه آنقدر فعال که بتوان از جریان عادی معاملات سخن گفت. تابلوی معاملات سهام هفتههاست خاموش مانده، اما اضطراب بازار هر روز پررنگتر شده است. در این میان، آنچه بیش از افت شاخصها یا نگرانی از ریزش قیمتها به چشم میآید، فرسایش تدریجی اعتماد است؛ همان سرمایه نامرئی که بازار سرمایه بدون آن حتی در روزهای سبز هم کارکرد واقعی خود را از دست میدهد.
در هفتههای گذشته، توقف معاملات برای بخشی از فعالان بازار تصمیمی قابل درک به نظر میرسید؛ اقدامی برای کنترل هیجان و جلوگیری از واکنشهای شتابزده در فضای جنگی و نااطمینانی گسترده. اما اکنون، با طولانیترشدن این وضعیت، همان تصمیم موقت به یکی از مهمترین محلهای اختلاف در بازار تبدیل شده است. بسیاری از معاملهگران و تحلیلگران معتقدند ادامه بستهماندن بازار نهتنها از شدت ریسک کم نمیکند، بلکه آن را به شکلی پنهان و فشرده در دل بازار انباشته میکند؛ ریسکی که ممکن است در نخستین روز بازگشایی، خود را در قالب موجی از فروش و رفتارهای هیجانی تخلیه کند. همزمان زمزمههای جدی درباره بازگشایی بورس فضای بازار را وارد مرحله تازهای کرده است. اکنون پرسش اصلی این است که بازار قرار است چگونه باز شود؛ بازگشایی ناگهانی و یکباره یا بازگشت تدریجی و کنترلشده؟ پاسخ به همین پرسش است که این روزها به محور اصلی بحثها در میان فعالان بازار سرمایه تبدیل شده است. بخش مهمی از نگرانیها به مفهوم نقدشوندگی بازمیگردد؛ اصلی که فلسفه وجودی بورس بر پایه آن شکل گرفته است. سرمایهگذار زمانی وارد بازار سهام میشود که مطمئن باشد در هر زمان امکان خرید و فروش دارایی خود را دارد. طولانیشدن توقف معاملات، این اصل بنیادین را مخدوش کرده و به تدریج سرمایهگذاران را با این پرسش مواجه کرده که آیا در شرایط بحرانی، همچنان میتوان روی سازوکار بازار حساب کرد یا نه؟
