بازسازی یا بازآفرینی؟ ایران در شرایط پساجنگ تحمیلی سوم 

کشوری که پس از جنگ هشت‌ساله، با دستان خالی، اما اراده‌ای پولادین، صنعت دفاعی را از صفر ساخت، در بسیاری از فناوری‌ها به رتبه‌های بالا رسید و جزو چند کشور اول جهان شد و در تولید علم انفجاری‌ترین رشد را در دنیا تجربه کرد، امروز با پایه‌ای به‌مراتب قوی‌تر از دوران پساجنگ عراق وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود می‌شود

تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ – ۰۰:۲۰

کشوری که پس از جنگ هشت‌ساله، با دستان خالی، اما اراده‌ای پولادین، صنعت دفاعی را از صفر ساخت، در بسیاری از فناوری‌ها به رتبه‌های بالا رسید و جزو چند کشور اول جهان شد و در تولید علم انفجاری‌ترین رشد را در دنیا تجربه کرد، امروز با پایه‌ای به‌مراتب قوی‌تر از دوران پساجنگ عراق وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود می‌شود

جوان آنلاین: هیچ کشوری در تاریخ معاصر، زیر بمباران رتبه ششم نانوفناوری جهان را کسب نکرده است. هیچ ملتی در محاصره کامل، ۹۶ درصد داروی خود را تولید نکرده و هیچ اقتصادی زیر سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ، انفجار علمی ۵۰ برابری را تجربه نکرده است، اما ایران هر سه مورد را تجربه کرده است. حالا که ایران در حال پشت‌سر گذاشتن جنگ تحمیلی سوم است و دشمنان با تمام توان به هیچ‌کدام از اهداف اعلامی خود نرسیده‌اند، سؤالات مهمی پیش‌روی تحلیلگران و نخبگان قرار دارد. در پساجنگ تحمیلی سوم شرایط ایران چگونه خواهد بود؟ با توجه به خسارت‌هایی که به زیرساخت‌ها و بخش‌های مختلف اقتصادی و صنعتی این کشور وارد شده و از طرف دیگر، محدودیت‌ها، تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی وارداتی و داخلی، آیا ایران دوباره می‌تواند روی پای خود بایستد و در مسیر پیشرفت و توسعه قرار گیرد؟ یا به بیان دیگر، آیا ایران می‌تواند شرایط و روند پساجنگ تحمیلی اول را دوباره تکرار و تجربه کند؟ و در نهایت و مهم‌تر از همه اینکه، با توجه به مبانی نظری پذیرفته شده جهانی، شواهد تاریخی و تجربه پساجنگ تحمیلی اول، آیا ایران می‌تواند بازسازی را به بازآفرینی قدرت خود تبدیل کند؟ نویسنده در این یادداشت با تکیه بر نظریه‌های علمی معتبر جهانی و شواهد تاریخی مستند، استدلال می‌کند که جهش دوم ایران نه تنها ممکن، بلکه از جهش اول قوی‌تر خواهد بود؛ البته مشروط. 

ایران در پساجنگ تحمیلی اول

اگر تاریخ ملت‌های بزرگ را با دقت بخوانیم، پی‌خواهیم برد که قدرت‌های ماندگار نه در روز‌های آرامش، بلکه در کوره بحران‌های بزرگ ساخته شده‌اند و ایران در منطق تاریخ معاصر خود، یکی از روشن‌ترین شواهد این قاعده است. 

کشوری که در پایان جنگ هشت‌ساله با عراق، با ویرانه‌های زیرساختی، اقتصادی خسته، تحریم‌های گسترده و فشار‌های بین‌المللی روبه‌رو بود، در طول سه دهه مسیری را پیمود که بسیاری از کارشناسان دنیا آن را پیش‌بینی نمی‌کردند؛ رشد علمی انفجاری، خوداتکایی دفاعی، جهش قابل توجه در فناوری‌های نوین و تبدیل شدن به یک قدرت راهبردی در منطقه، اما حالا که در حال پشت‌سر گذاشتن جنگ تحمیلی سوم هستیم و تا به امروز دشمنان با همه توان و ائتلاف گسترده خود به هیچ‌کدام از چهار هدف مهم اعلامی خود نرسیده‌اند و همان‌طور که ذکر شد، بار دیگر پرسش بنیادین مذکور پیش‌روی افکار عمومی و نخبگانی قرار گرفته است. آیا الگوی «جهش پس از بحران» این بار نیز در ایران تکرار خواهد شد؟ برای دریافت پاسخ این سؤال مهم باید به شرایط پساجنگ تحمیلی اول برگردیم و بررسی کنیم به چه دلایلی ایرانی که بسیاری از کارشناسان برجسته جهان، به دلایل شرایط نامناسب و ضعف و نیاز‌های این کشور پس از جنگ، امیدی به دوام و آینده آن نداشتند، در طول سه دهه چنان روند رو به رشدی را طی کرد که در بسیاری از حوزه‌ها جزو چند کشور برتر جهان قرار گرفت. یا به عبارت دیگر، برای فهمیدن آنچه پس از جنگ اخیر ممکن است، ابتدا باید درک کرد که ایران چگونه پس از جنگ عراق، در شرایطی به‌مراتب دشوارتر از اکنون، به چنین پیشرفت‌هایی رسید. به اعتقاد نویسنده، پاسخ در چند محور کلیدی نهفته است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *