بازداشت دو جراح زیبایی قلابی/ یکی از متهمان: حوصله نداشتم 7-8 سال درس بخوانم تا پزشک شوم؛ عفونت بیماران یا کج شدن صورت آنها تقصبر خودشان بود

به گزارش خبرآنلاین به نقل از همشهری، با این شکایت، پرونده‌ای در دادسرای جرائم پزشکی تشکیل شد و تیمی از مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند. اما این تنها شکایت نبود؛ در مدت‌ کوتاهی، چندین شکایت مشابه دیگر روی میز بازپرس دادسرای جرائم پزشکی قرار گرفت.

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۷:۵۵

بازداشت دو جراح زیبایی قلابی/ یکی از متهمان: حوصله نداشتم 7-8 سال درس بخوانم تا پزشک شوم؛ عفونت بیماران یا کج شدن صورت آنها تقصبر خودشان بود

به گزارش خبرآنلاین به نقل از همشهری، با این شکایت، پرونده‌ای در دادسرای جرائم پزشکی تشکیل شد و تیمی از مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند. اما این تنها شکایت نبود؛ در مدت‌ کوتاهی، چندین شکایت مشابه دیگر روی میز بازپرس دادسرای جرائم پزشکی قرار گرفت.

شوک دوم زمانی بود که کارآگاهان به سراغ مواداولیه مصرفی در این کلینیک رفتند؛ بخش بزرگی از بوتاکس‌ها و فیلرهایی که در تزریقات استفاده می‌شد، تقلبی و غیراستاندارد بود؛ موادی که عامل اصلی عفونت‌ها و آسیب‌های جدی به چهره قربانیان بود. این 2متهم هم‌اکنون با قرار بازداشت در اختیار مأموران پلیس هستند و تحقیقات برای شناسایی سایر شکات و همچنین دستگیری شبکه تامین‌کنندگان مواد تقلبی ادامه دارد.

عشق جراحی 
یکی از متهمان که نقش پزشک را بازی می‌کرد حدود 30سال سن دارد. او می‌گوید که عاشق پزشکی و جراحی بوده است. به همین دلیل تصمیم گرفته کلینیک زیبایی افتتاح کند؛ غافل از اینکه در نهایت دست او و همدستش رو خواهد شد.
از کجا شروع کردی؟ چطور جرأت کردی بدون مدرک پزشکی، تیغ جراحی دست بگیری؟
من از  دوران جوانی به علم پزشکی و جراحی علاقه شدید و همیشه آرزو داشتم جراح زیبایی شوم. اما سیستم آموزشی و طی کردن سال‌های طولانی دانشگاه و تخصص، حوصله می‌خواست. من صبر نداشتم که 8، 7 سال از عمرم را پای درس و کتاب بگذارم. در چند کلینیک زیبایی، مدتی به‌عنوان دستیار کار می‌کردم. آنجا همه‌چیز را یاد گرفتم؛ تزریق، بخیه، حتی نحوه کار با تجهیزات را. وقتی دیدم می‌توانم مثل یک دکتر کار کنم، تصمیم گرفتم با همکارم که او هم تجربه مشابهی داشت، کلینیک خودمان را راه بیندازیم.
فکر نمی‌کردی با این کار ممکن است سلامت یک انسان را برای همیشه نابود کنی؟
(مکث می‌کند.) من همیشه سعی می‌کردم کارم را با دقت انجام دهم. خیلی از مراجعان ما از کارهای من راضی بودند. اینکه می‌گویید صورت‌ها عفونت کرده، شاید به‌دلیل مراقبت نکردن خودشان یا حساسیت بدنی‌شان به مواد بوده. من فقط می‌خواستم خدماتی را بدهم که در مراکز دیگر هزینه‌های نجومی بابتش می‌گیرند.
اما شما از موادی استفاده می‌کردید که تقلبی بود. این را چطور توجیه می‌کنی؟
این دیگر تقصیر ما نبود. ما وسایل و مواد را از یک واردکننده که معرف داشت، می‌خریدیم. او به ما تضمین داده بود که برندها اصلی هستند. من پزشک شیمی یا آزمایشگاه نبودم که تشخیص بدهم فیلر داخل سرنگ تقلبی است یا اصل. اعتماد کردم و چوبش را هم خوردم.
تو با جان مردم بازی کردی.
خوشبختانه خطر جانی کسی را تهدید نکرد.
تبلیغات گسترده هم که انجام می‌دادی.
به چند بلاگر پول دادم که تبلیغ‌ کنند. آنها فقط دنبال پول تبلیغات بودند. ما هزینه می‌کردیم تا شناخته شویم. اگر هم کسی شکایتی داشت، در هر حرفه‌ای پیش می‌آید. مگر دکترهای واقعی‌ قصور پزشکی ندارند؟!
چرا به جای طی کردن مسیر قانونی، راه میان‌بر خلاف را انتخاب کردی؟
می‌دانم کارم غیرقانونی بوده، اما باور کنید من عاشق کارم بودم. شاید اگر به جای این همه حاشیه، همان درس‌ها را خوانده بودم، الان یکی از بهترین جراحان شهر بودم. فقط راه رسیدن به آرزویم را اشتباه انتخاب کردم.

منبع  : خبر آنلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *