به گزارش خبرگزاری آنا، در هفتههای گذشته روزهایی بر ایران گذشت که همه ملت را داغدار کرد. دشمن در عملیات چند لایه و با نقشههایی پیچیده در فازهای مختلف و از پیش طراحی شده وارد میدان شد و این بار ملت را هدف نقشههای شوم خود قرار داد.
دشمن در فاز نخست، نه به اعتراض که به «حادثه» نیاز داشت. منطق طراحی، مبتنی بر کشاندن جامعه به خیابان از مسیر شوک عاطفی بود؛ شوکی که تنها با «خون» تولید میشود. اقدامات تروریستی، حملات کور و ناامنسازی هدفمند، نه خطای میدانی بلکه جزء ثابت این طراحی بودند. هدف، نه صرفاً ایجاد ناامنی، بلکه ساختن روایتی بود که خیابان را به صحنه انتقام تبدیل کند.
در این مرحله، کشتهسازی اهمیت راهبردی داشت. هر جانباخته، قرار بود به یک «نماد» تبدیل شود؛ نمادی که بدون بررسی، بدون زمینه و بدون روایت دقیق، مستقیماً به حاکمیت الصاق شود. رسانههای معاند در این فاز، عجله داشتند؛ عجله برای متهمسازی، برای تیترسازی و برای پیشدستی در شکلدهی افکار عمومی، پیش از آنکه واقعیت تثبیت شود.
