نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب اسلامی، داوری درباره مسیر توسعه ایران همچنان میان دو روایت کاملاً متفاوت گرفتار مانده است
جوان آنلاین: نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب اسلامی، داوری درباره مسیر توسعه ایران همچنان میان دو روایت کاملاً متفاوت گرفتار مانده است. یک روایت، داستان عقبماندگی و فرصتهای سوخته را مرور میکند و با اشاره به درآمد سرانه عربستان که بیش از سه برابر ایران است یا برجهای سر به فلک کشیده دبی از شکست الگوی استقلالخواهی سخن میگوید. روایت دوم، اما تصویری از جهش در سواد، امید به زندگی، صنعت و فناوری ترسیم میکند و مسیر پیمودهشده را گذار از «توسعه نمایشی» به «پیشرفت ماندگار» میداند.
۲ پرده از یک نمایش
منتقدان الگوی حاکم بر مسیر پیشرفت ایران، بیش از هر چیز به شکاف درآمدی با همسایگان جنوبی خلیجفارس و ترکیه استناد میکنند. احمد زیدآبادی پیشتر در یادداشتی با اشاره به پرستیژ بینالمللی عربستان نوشت که سعودیها با وجود نقایص بسیار، «کلید فهم مزیتهای مطلق و نسبی» را یافتهاند و هماینک مورد احترام همزمان امریکا، روسیه، چین و اروپا هستند. محمد فاضلی نیز سال گذشته فقدان «تئوری زیباییشناسی» در جمهوری اسلامی را به میان کشید و شهرهای حاشیه جنوبی خلیجفارس را شاهد گرفت که از دل بیابان لمیزرع، زیبایی شهری آفریدهاند.
اکنون این دوگانه بار دیگر در محافل تصمیمگیر و رسانهها جان گرفته است. جریانی با چینش دوگانهای آشنا، رفاه و توسعه را در برابر سیاستهای رسمی جمهوریاسلامی قرار میدهد و چنین روایت میکند که کشور تاوان سنگینی بابت اصرار بر استقلالخواهی پرداخته و اکنون زمان تغییر مسیر فرا رسیده است. از این منظر، همان خط «نه شرقی نه غربی» و ایستادگی در برابر نظم مورد پسند واشینگتن، شریانهای ورود سرمایه و فناوری را بسته و اقتصاد را در چرخه فرساینده تورم، بیکاری و بهرهوری پایین گرفتار کرده است.
