کتاب «ایرانشناسی: مبانی، مختصات، رویکردها و چالشها» را میتوان تلاشی جدی برای بازاندیشی در «فلسفه ایرانشناسی» دانست؛ تلاشی که میخواهد ایرانشناسی را از سطح مجموعهای از مطالعات پراکنده فراتر ببرد و آن را به حوزهای دارای بنیان نظری، انسجام مفهومی و افق تمدنی تبدیل کند.
کتاب «ایرانشناسی: مبانی، مختصات، رویکردها و چالشها» را میتوان تلاشی جدی برای بازاندیشی در «فلسفه ایرانشناسی» دانست؛ تلاشی که میخواهد ایرانشناسی را از سطح مجموعهای از مطالعات پراکنده فراتر ببرد و آن را به حوزهای دارای بنیان نظری، انسجام مفهومی و افق تمدنی تبدیل کند.
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ در سالهای اخیر، ایرانشناسی بیش از هر زمان دیگری با نوعی پراکندگی مفهومی و بحران روششناختی مواجه شده است. بخش مهمی از آثار منتشرشده در این حوزه، یا به توصیفهای تاریخی و زبانی محدود ماندهاند یا در مطالعات جزئی و پراکنده غرق شدهاند؛ آثاری که هرچند ارزش علمی خود را دارند، اما کمتر میتوانند تصویری منسجم و نظری از «ایران» بهمثابه یک واقعیت تمدنی ارائه دهند. در چنین فضایی، کتاب «ایرانشناسی: مبانی، مختصات، رویکردها و چالشها» با عنوان اصلی Iranian Studies: Foundations, Coordinates, Approaches, and Challenges تلاشی متفاوت و قابل تأمل به شمار میرود.