«بازار تهران» میان قانون‌های پوسیده و سکوت پرهزینه مجلس

بازار بزرگ تهران، این قلب تپنده اقتصاد شهری، امروز بیش از آنکه نماد پویایی و تجارت باشد، آیینه‌ای است از فرسودگی قانون، تعلل مدیریتی و بی‌تصمیمی سیاسی

بازار بزرگ تهران، این قلب تپنده اقتصاد شهری، امروز بیش از آنکه نماد پویایی و تجارت باشد، آیینه‌ای است از فرسودگی قانون، تعلل مدیریتی و بی‌تصمیمی سیاسی

جوان آنلاین: بازار بزرگ تهران، این قلب تپنده اقتصاد شهری، امروز بیش از آنکه نماد پویایی و تجارت باشد، آیینه‌ای است از فرسودگی قانون، تعلل مدیریتی و بی‌تصمیمی سیاسی. جایی که روزانه نزدیک به یک‌ونیم میلیون شهروند در آن رفت‌وآمد می‌کنند، اکنون بر لبه تیغ ناایمنی، بی‌نظمی و بحران ایستاده است؛ بحرانی که نه ناگهانی، بلکه محصول سال‌ها بی‌توجهی و انباشت خطاهاست. 
بازار، فقط یک مرکز خرید نیست؛ یک «شهر در شهر» است. بافتی تاریخی، متراکم، شکننده و پرریسک که کوچک‌ترین تخلف در آن می‌تواند به فاجعه‌ای ملی بدل شود. تخلفات ساختمانی تنها یک نمونه از زخمی عمیق‌تر است؛ زخمی که ریشه در قوانین دهه‌های گذشته، ضعف ضمانت اجرا و سکوت قانونگذار دارد. 

 قانون‌هایی که پیر شدند، اما بازنشسته نشدند
قوانین شهری ایران، به‌ویژه در حوزه تخلفات ساختمانی، هنوز با منطق دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی اداره می‌شوند. دورانی که نه این حجم از جمعیت وجود داشت، نه این تراکم فعالیت و نه این پیچیدگی اقتصادی. امروز، تخلف ساختمانی در بسیاری موارد «جرم» نیست، بلکه «ریسک قابل پرداخت» است؛ تخلف کن، بعداً جریمه بده، تمام. 
کمیسیون ماده ۱۰۰، به‌جای بازوی بازدارنده، به صندوق درآمدی بدل شده است. سازوکاری که قرار بود مانع بی‌قانونی شود، عملاً آن را مدیریت می‌کند. نتیجه روشن است؛ حفاری شبانه، تغییر کاربری پنهان، انبار‌های زیرزمینی، بالکن‌های غیرمجاز و بارگذاری‌های مرگبار بر سازه‌های فرسوده. 
در چنین ساختاری، شهرداری حتی اختیار ورود فوری به محل تخلف را ندارد. تا حکم صادر شود، تخلف انجام شده و سودش به جیب متخلف رفته است. این یعنی قانون همیشه یک قدم عقب‌تر از متخلف حرکت می‌کند. 

 مسئولانی که می‌دانند، اما عمل نمی‌کنند
نکته تلخ ماجرا آنجاست که مدیران ارشد کشور با مشکلات بازار بیگانه نیستند. محمدباقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس بیش از یک دهه شهردار تهران بود. او سال‌ها با مسائل بازار، بحران‌های ایمنی و گره‌های مالکیتی آن درگیر بوده و به‌خوبی می‌داند این بافت تا چه اندازه آسیب‌پذیر است. همچنین علیرضا زاکانی، شهردار فعلی تهران از نزدیک با همین معضلات دست‌وپنجه نرم می‌کند. بازار برای این مدیران، جغرافیایی ناشناخته نیست و حافظه مدیریتی آن در ذهن‌شان ثبت شده است. پس پرسش اصلی اینجاست؛ وقتی می‌دانید، چرا اقدام نمی‌کنید؟ وقتی خطر را می‌شناسید، چرا قانون را اصلاح نمی‌کنید؟ وقتی تجربه دارید، چرا به تکرار فاجعه رضایت می‌دهید؟

 مجلس، ناظر خاموش یک بحران مزمن
در این میان، نقش مجلس شورای اسلامی بیش از همه قابل پرسش است. نهادی که باید موتور اصلاح قوانین باشد، سال‌هاست که در برابر فرسودگی حقوق شهری سکوت کرده است. نه جرم‌انگاری جدی تخلفات، نه تقویت جایگاه شهرداری به‌عنوان ضابط، نه تعریف ساختار مدیریت یکپارچه بازار و نه حمایت مؤثر از نوسازی ایمن. این سکوت، تصادفی نیست؛ پرهزینه است. هزینه‌ای که با جان مردم، امنیت شهر و آینده اقتصادی تهران پرداخت می‌شود. مجلس، بازار را می‌بیند، گزارش‌ها را می‌خواند هشدار‌ها را می‌شنود، اما تصمیم‌های بزرگ را به تعویق می‌اندازد. انگار منتظرند حادثه‌ای شبیه پلاسکو دوباره رخ دهد تا چند روزی تیتر‌ها داغ شود، اشک‌ها جاری شود و بعد، همه‌چیز به روال قبل بازگردد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *