۶ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۲:۲۰
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سیدهنجمه سعدی، نظریهپرداز ادبی و شخصیت تراز اول علمی در آستانه اربعین سید و سالار شهیدان؛ در مواجهه حضرت زینب کبری(س) با پیکر علمدار کربلا، حضرت عباس(ع)؛ شهادت حضرت عشق، حضرت ثارالله، اباعبدالله، امام حسین(ع) و به اسارت رفتن حضرت سیدالساجدین، امام سجاد(ع) دلنوشتهای نوشتند.
بنابر روایت ایکنا، «در باورم نمیگنجد تا این مرز به من اُنس و تولی و دلدادگی وافر داشته باشی، برادرم، ای فرزند علی، ای نگار ماهرخم، پیکر خجسته و مطهرت تکهتکه و متلاشی شده؛ اما با کمال ادب، شرمنده و پوزش میطلبی، در روح و روان عطشناک و مشتاقت، نوشینترین و خوشایندترین رود جاریست. از تمامی جراحت و خستگیهایت تا ابد سپاسگزارم.
شامگاه اندوهناک و غمناک است و رنگ شفق از خوناب دگرگون شده. امنیت و آرامش رفته، سوگواری و نوحهگری خونابه و تهدید شرربار و افروخته شده، با وجود آن همه درد و غمهای جانفرسا و جانسوز و دلخراش با هیبت و صلابتی شکوهمند و پُرجلالِ زنی به سوی نهر روان شد و نهر نظاره کرده و در شیون و تضرعی دلخراش و حزنانگیز زبان به سخن گشود، کلامش چیزی ورای فهم را نگاشت و کربلا را شگفتزده و حیران کرد، گفت: «ای ابوفاضل، ای ستاره شبهای تارم، تویی که در لطائف ادب، زیباتر و در فوائد عرب، جامعتری؛ قدردان و سپاسگزار همیشگی تو هستم»، در ژرفنای روح و روانم اندوه و بیقراری و خستگی سرشار است، زبان به نکوهش نمیگشایم، پابرجا و ثابت رای ماندهام و با قلبی نالان به تو میگویم.
