
اقتصاد۲۴- مسعود هاشمی، پزشک جوانی است که در یک درمانگاه خصوصی کار میکند. او مدتی پیش در توئیترش از زنی باردار نوشت که همسرش با لگد به شکماش زده و بعد او را غرق در خون به درمانگاه آورده بود. مسعود در این درمانگاه هفتهای چند مورد خشونت خانگی میبیند که طبیعتاً تعدادی از آنها هم مربوط به زنان باردار است. او معتقد است که در فرهنگ ما خشونت به زن باردار خیلی بد محسوب میشود با این وجود تعداد زنان باردار خشونتدیدهای که مراجعه میکنند آنقدر زیاد است که نمیتوان گفت این قبح فرهنگی واقعاً جلوی خشونت به زنان باردار را میگیرد؛ زنانی که بهوضوح ضعیفتر و منفعلتر هستند و کمتر از زنان خشونتدیده غیرباردار با مرد تقابل میکنند.»
ندا، زن ۲۸ ساله و مادر دو دختر است. او میگوید، همسرش در زمان بارداری دوم او اعتیاد داشته و بارها او را کتک زده اما هیچکس نبوده که حتی رنجاش را بهرسمیت بشناسد: «قصه زن حامله فرق میکند. حتی پیش دوستت هم نمیتوانی درددل کنی چون فوری میگوید با این وضعیت چرا حامله شدی؟ همه میخواهند زن حامله خوشحال و منتظر باشد و دائم خدا را شکر کند که دامناش سبز شده اما حاملگی من جهنم بود. شوهرم هر بار من را میزد؛ مثلاً بهدلیل یک حاضرجوابی به صورتم سیلی میزد، بعدش مینشستیم با هم گریه میکردیم. دستش را میگذاشت روی شکمم و از بچه معذرت میخواست اما باز هم این کار را تکرار میکرد.
البته من هم در زمان بارداری خیلی بهانهگیر میشدم مثلاً سر بارداری اولم بهخاطر اینکه نمیخواستم مادرش به خانهمان بیاید من را از پلهها هل داد پایین و گفت تو از خانه برو. چیزی نشد اما تا مدتها بعد کابوس میدیدم که اگر با شکم ششماه حامله از پلهها میافتادم، چه میشد؟ کلاً مردها اگر بفهمند دست و بالت بسته است، خیلی بدتر میکنند. حاملگی هم حسابی دست و بال زن را میبندد. بعد هم که زایمان و مراقبت از نوزاد. همه اینها آدم را ناتوان میکند. مرد هم که میداند «برو» نیستی، بدتر میتازد. بدبختی این است که همه از آدم میخواهند کوتاه بیاید. حتی مادرم به من میگفت تقصیر خودت است، زن حامله که ناسازگاری نمیکند اینها مال قبل است، حالا که شکمت بالا آمده، بنشین و جلوی دهانت را نگه دار.»
