باتلاق حقیقت/ مستندی که شباهت سوژه‌اش با فیلم قهرمان اصغر فرهادی حاشیه‌هایی ایجاد کرد

«قهرمان» فرهادی اگرچه قصه‌ای به‌کلی مستقل از مستند دو سر برد دو سر باخت را تعریف می‌کند، اما به شکلی واضح، از آن به‌عنوان ماده خام تحقیقاتی استفاده کرده؛ چه در طراحی موقعیت مرکزی فیلمنامه، چه در پرداخت جزئیات داستانی-سینمایی زندگیِ رحیم (و حتی مسئولان زندان).

«قهرمان» فرهادی اگرچه قصه‌ای به‌کلی مستقل از مستند دو سر برد دو سر باخت را تعریف می‌کند، اما به شکلی واضح، از آن به‌عنوان ماده خام تحقیقاتی استفاده کرده؛ چه در طراحی موقعیت مرکزی فیلمنامه، چه در پرداخت جزئیات داستانی-سینمایی زندگیِ رحیم (و حتی مسئولان زندان).

باتلاق حقیقت/ مستندی که شباهت سوژه‌اش با فیلم قهرمان اصغر فرهادی حاشیه‌هایی ایجاد کرد

گروه فرهنگی ـ سید احسان عمادی: بین مستندهای ایرانی سال‌های اخیر که یک آدم واقعی را سوژه (همان «قهرمان») فیلم خود کرده‌اند، «دو سر برد دو سر باخت» رویکرد کمیابی دارد. در بیشتر این مستندها، وقتی شخصیت اصلی فیلم، چهره موفق یا مؤثری است که حالا بناست شرح تجربیات گرانبهای زندگی‌اش را بگوید، فیلمساز نگاهی از پایین توأم با احترام و ستایش به سوژه دارد. در آثاری هم که سراغ افرادی با روحیات عجیب و غریب و حتی مریض رفته‌اند –آدم‌هایی که گاه از حداقل خودآگاهی و دانش رسانه‌ای بی‌بهره‌اند و عموماً از حاشیه‌نشیان جامعه محسوب می‌شوند، زاویه نگاه مستندساز از بالا بوده و بعضاً‌ به تخطئه و تمسخر و تحقیر سوژه‌ها هم منجر شده.

به گزارش بولتن نیوز، آزاده مسیح زاده برای روایت داستان عجیب محمدرضا شکری نه بالاتر از او قرار گرفته نه ابقش بابت مهریه می‌گوید، در حالی که در زمان دستگیری او (سال ۸۶)، حتی قیمت ۱۴۰۰ سکه هم سیصدمیلیون تومان نمی‌شد. یا روی اینکه همسرش با وجود یک فرزند ۶ ماهه، او را ترک کرده و از ایران رفته اصرار دارد، اما نه توضیحی درباره علت جدایی‌شان می‌دهد نه از چگونگی طلاق و خروج از کشور او -که با توجه به وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده، قاعدتاً کار راحتی برای یک زن تنها نبوده- می‌گوید.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *