موازی کاری و بوروکراسی در فرهنگ، اصلی ترین آسیب های نظام فرهنگی کشور هستند و اگر راه حلی باید جست بدون ریشه یابی علل گرفتاری نهادهای فرهنگی در بوروکراسی حاکم بر آنها امکان پذیر نخواهد بود. البته اصل تاسیس سازمان ها و نهاد های اداری وپذیرفتن بوروکراسی بهعنوان پدیدۀ قرون جدید، امری اجتنابناپذیر تلقی میشود.
از آن
زمان تاکنون، بر اساس ضرورتهای خاصی، بنیادها وسازمانهای گوناگون دیگری نیز بهوجود
آمدهاند، مسیری که همچنان ادامه دارد. گویی این عادت ثانویه را همه پذیرفتهاند
که برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی چارهای جز تن دادن به تشکیل نهادها و سازمانهای
جدید نیست، حتی اگر مشابه آن تشکیلات، با شرح وظایف مشابه وجود داشته باشد. به
عنوان مثال، دهها سازمان فرهنگی با موازیکاری و بدون توجه به کارهای مشابه، شکل
گرفتهاند.
