ما نمونههای فراوانی میبینیم از افرادی که سالها در شغلی فعالیت کردهاند، اما به دلیل ناهماهنگی با ساختار شخصیتیشان دچار فرسودگی، عصبانیت یا حتی اختلالات روانی شدهاند، در حالی که مسئله اصلی، پیچیدن یک نسخه دارویی برای آنها نیست، بلکه باید نسخه شغلی آنها را تغییر داد. گاهی پیش آمده که فقط با تغییر شغل یک نفر، بخش بزرگی از تنشهای فردی و خانوادگی او نیز کاهش پیدا کرده است
جوان آنلاین: برگههای هدایت تحصیلی قرار است مسیر آینده علمی یک دانشآموز را ترسیم کند، اما وقتی او هنوز نمیداند دقیقاً کیست و چه تواناییهایی دارد، نمیتواند با چند برگه هدایت شود. نظام آموزش و پرورش کشور عمدتاً به ظرفیتهای خود نگاه میکند، اینکه چه میزان صندلی برای چه رشتههایی دارد و چند نفر را میتواند روی آن صندلیها بنشاند. در این میان، تفاوتهای شخصیتی و استعدادهای ذاتی دانشآموز نادیده گرفته میشود و اهمیت ندارد که او با چه سرنوشتی مواجه خواهد شد. در نتیجه چنین نگاهی، نوجوانان محصل در میانه مسیر گم میشوند و سرگردان میان رشتهها و گزینههایی که با تواناییها و علاقههای واقعیشان هیچ سنخیتی ندارد، دست و پا میزنند. کمتر کسی است که نداند نوجوانان باید بر اساس خودشناسی و استعداد ذاتی وارد رشتهای شوند و در آن رشد و پرورش یابند، اما با این سیستم پر از ایراد، دیگران هستند که برایش تصمیم میگیرند! برخی ممکن است به اجبار خانواده یا فشارهای اجتماعی وارد رشتهای شوند که نه توانایی دارند، نه علاقه. برخی دیگر ممکن است چندین سال عمرشان را صرف تلاش برای موفقیت در مسیری کنند که هیچگاه با ذات و تیپ شخصیتیشان سازگار نبوده است؛ و در نهایت این سرگردانی فقط انگیزه و وقت آنها را از بین میبرد. بدتر آنکه آینده شغلی و حتی سلامت روانشان نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. وقتی نوجوان نمیداند جای واقعیاش کجاست، انتخاب اشتباه برایش تبدیل به قفسی میشود که او را محدود میکند، قفسی که او را از کشف ظرفیتهای واقعیاش محروم میسازد. این موضوعی است که ابراهیم باقریپور، هنرآموز هنرستان امام حسن عسکری در مشهد، در گفتوگو با «جوان» بدان اشاره میکند و درباره مشکلات عدیدهای که در مسیر هدایت تحصیلی دانشآموزان وجود دارد سخن میگوید.
در روزهایی که دانشآموزان خود را برای انتخاب رشته آماده میکنند، مهمترین اشتباهی که ممکن است در این مسیر مرتکب شوند چیست؟ و از نظر شما نخستین گام برای یک انتخاب درست چه گامی است؟
من همیشه به دانشآموزانم تأکید کردهام پیش از انتخاب رشته یا حتی شغل، ابتدا خودشان را بشناسند. در جریان یکی از رویدادهای جایزه معلم نیز از نوجوانان خواستم قبل از هر تصمیمی، آزمونهای شخصیتشناسی را جدی بگیرند و سپس دست به انتخاب بزنند. هر فردی باید بداند برای چه نوع فعالیتی ساخته شده و در چه محیطی میتواند بهترین عملکرد را داشته باشد.
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور میکنیم علاقه بهتنهایی میتواند مسیر آینده را مشخص کند. به همین دلیل با جمله معروف «دنبال کاری برو که دوستش داری» چندان موافق نیستم. صدالبته که علاقه مهم است، اما برای انتخاب یک مسیر تحصیلی یا شغلی کافی نیست. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تناسب میان ویژگیهای شخصیتی فرد و مسیری است که انتخاب میکند.
