
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سالهای زندگی و تحصیل در سرزمینی دیگر، همیشه چیزی فراتر از یک تجربه آموزشی است؛ نوعی زیستن در میان دو جهان، دو حافظه و دو احساس تعلق. وقتی کودک یا نوجوانی در فضایی رشد میکند که آموزش، زبان، فرهنگ و هویت او در پیوند با سرزمینی دیگر شکل میگیرد، مدرسه فقط محل یادگیری نیست؛ بخشی از معنای «بودن» او میشود. در چنین بستری، هر تصمیمی که به توقف آموزش منجر شود، صرفاً یک تغییر اداری یا سیاسی نیست؛ بلکه نوعی گسست در مسیر زندگی انسانهایی است که آینده خود را بر پایه استمرار همین آموزش ساختهاند.
محمدمهدی سیدناصری پژوهشگر حقوق کودکان، پانزده سال از زندگی و تحصیل خود را در چنین فضایی گذرانده و این موضوع برایش نه مسئله صرفاً حقوقی یا نظری، بلکه تجربهای زیسته است؛ تجربهای از پیوندهای انسانی، تلاشهای روزمره، و امیدی که در کلاسهای درس شکل میگرفت. او میگوید وقتی آموزش در سایه تنشهای سیاسی و پیامدهای جنگی متوقف میشود، آنچه در ظاهر رخ میدهد تعطیلی یک نهاد آموزشی است، اما در عمق، نوعی توقف در مسیر زندگی، رؤیا و آینده انسانها اتفاق میافتد. کودک و نوجوانی که در این میان قرار دارد، نه طرف یک مناقشه سیاسی است و نه بازیگر تصمیمهای کلایط سیاسی باشد، برای کسانی که درون آن زندگی کردهاند، تجربهای از فقدان و بلاتکلیفی است.
در نهایت، آنچه در این میان اهمیت دارد، بازگشت به یک اصل ساده اما عمیق است: هیچ تصمیم سیاسی، هرچقدر پیچیده و حساس، نباید به بهای خاموش شدن مسیر آموزش کودکان و نوجوانان تمام شود. زیرا آینده، نه در بیانیهها و تنشها، بلکه در کلاسهای درسی ساخته میشود؛ در همان جایی که انسانها یاد میگیرند چگونه خود و جهان را بفهمند. و شاید مهمترین پرسش باقیمانده این باشد: آیا میتوان جهانی ساخت که در آن، حتی در سختترین بحرانها، درِ کلاسهای درس هرگز به روی کودکی که تنها آرزویش ادامه یادگیری است، بسته نشود؟
* و صحبت آخرتان؟
جانم فدای ایران سربلند!
