اگر یک رسانه از مخاطبان خود بخواهد محل استقرار تجهیزات نظامی، لانچرها یا سامانههای پدافندی را گزارش کنند، اگر از آنان بخواهد رفتوآمد مسئولان را رصد کنند یا درباره محل سکونت افراد دارای مسئولیتهای حساس اطلاعات بفرستند، دیگر بحث بر سر «روزنامهنگاری شهروندی» نیست. اطلاعاتی که میتواند برای شناسایی و هدفگیری یک هدف نظامی یا امنیتی مورد استفاده قرار گیرد، دیگر خبر نیست؛ این دیگر کار یک رسانه نیست، این رسما اطلاعات برای عملیات ترور است و از مصادیق جاسوسی! زیرا کار رسانه، اطلاعرسانی درباره آن چیزی است که رخ داده است؛ نه آنکه برای نیروی مهاجم مشخص کند کجا را بزند، چه کسی را پیدا کند یا کدام تأسیسات را هدف قرار دهد.
![]()
<!– –>
<!– –>
<!– –>
مسئله ایران اینترنشنال دیگر صرفاً اختلاف بر سر شیوه خبررسانی، انتخاب تیتر، جهتگیری سیاسی یا حتی میزان جانبداری یک شبکه تلویزیونی نیست. ماجرا از جایی به بعد، از مرزهای معمول فعالیت رسانهای عبور کرده است؛ اینترنشنال به جای روایت جنگ، در طراحی جنگ روانی مشارکت میکند؛ به جای اطلاعرسانی، اطلاعات حساس جمعآوری میکند؛ به جای دعوت به آرامش، جامعه را به خشونت سوق میدهد و در نهایت، کار به جایی میرسد که حتی تصور و تهدید حملهای به بزرگی بمباران اتمی یک پایتخت، در فضای رسانهای آن عادیسازی میشود.
