
اقتصاد۲۴– با آغاز دور جدید اعتراضات در ایران طی سه هفته گذشته، اروپاییها رفتاری متفاوت از قبل را در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفته اند. مجموعه واکنش ها، موضع گیری ها، تصمیمات و اقدامات قاره سبز به واسطه مرگ مهسا امینی به گونهای بوده است که به نظر میرسد کلیتی به نام اروپا، چه در قالب اتحادیه اروپا و چه به صورت کشورهای اروپایی نگاهی «تهاجمی تر» و حتی میتوان گفت «خصمانه» را در قبال تهران اتخاذ کرده اند. موید این نگاه تهاجمی و خصمانه هم به صدور قطع نامه پارلمان اروپا در ۱۴ مهرماه علیه جمهوری اسلامی ایران باز میگردد. افزون بر آن چهارشنبه هفته گذشته ۲۷ عضو اتحادیه اروپا بر سر اعمال بسته تحریمی علیه ۱۵ مقام و نهاد ایرانی توافق کردند. البته توافق سیاسی به دست آمده از سوی سفرا در بروکسل باید تاییدیه وزرای خارجه اتحادیه اروپا در نشست دوشنبه هفته جاری (۱۷ اکتبر/ ۲۵ مهر) در لوکزامبورگ را به دست آورد. اینها علاوه بر آن است که دوشنبه گذشته (۱۸ مهر/ ۱۰ اکتبر)، وزارت امور خارجه انگلیس در بیانیهای اعلام کرد تحریمهایی را علیه مقامهای ارشد امنیتی و سیاسی ایران و پلیس امنیت اخلاقی این کشور اعمال کرده است. بر اساس این بیانیه تمامی بخشهای پلیس امنیت اخلاقی ایران بههمراه محمد رستمی چشمه، رئیس پلیس این بخش، احمد میرزایی، رئیس پلیس امنیت اخلاقی تهران، غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، حسن کرمی، فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی و حسین اشتری، فرمانده پلیس ایران نیز مشمول تحریم شدهاند. بهموجب این تحریمها افراد یادشده نمیتوانند به انگلیس سفر کنند و چنانچه داراییهایی در انگلیس در اختیار افراد نامبرده باشد مسدود خواهد شد. طبق این بیانیه، فهرست تحریمی انگلیس همچنین شامل لیلا واثقی، فرماندار سابق شهر قدس و حسن شاهوارپور، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان خوزستان و جانشین قرارگاه کربلا به دلیل اعتراضات آبان ماه ۹۸ میشود. اما پیش از این اتفاقات، تیرانا هم در ۱۶ شهریور/ ۷ سپتامبر با اتهام زنی ادی راما، نخست وزیر آلبانی به ایران به دلیل حمله سایبری به زیرساختهای این کشور، قطع روابط با تهران را کلید زد.
پس از آن هم کی یف در ۲۳ سپتامبر/ اول مهر با مطرح کردن ادعای خود مبنی بر ارسال پهپادهای ایرانی به روسیه برای به کارگیری در جنگ اوکراین، کاهش روابط و مناسبات دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داد. مجموعه این شرایط حکایت از آن دارد که ما شاهد آغاز «فصل سردی» از روابط ایران با قاره سبز هستیم. اما اینکه تا چه اندازه میتوان این ادعا را نزدیک به واقعیت دانست، سوالی است که در گفتگو با ابوالقاسم دلفی پی گرفته شده است. در ادامه گپ وگفت با سفیر اسبق ایران در صربستان، فرانسه، بلژیک، کلمبیا و شیلی و تحلیلگر ارشد حوزه اروپا تلاش شده تا عوامل، دلایل و ریشههای نگاه تهاجمی اروپا به ایران در دور جدید اعتراضات مورد واکاوی و بررسی دقیقتر قرار گیرد. البته در کنار آن تاثیرات این اتفاقات را بر دیگر حوزههای دیپلماتیک ایران و اروپا به خصوص در حوزه برجامی به بوته تحلیل گذاشته شده که از نظر میگذرانید.
اگرچه این واقعیت انکارناپذیر وجود دارد که تحولات عرصه سیاست داخلی بر حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی اثر گذار است و به عکس، آنچه در سیاست خارجی و روابط بین الملل روی میدهد بر مناسبات داخلی کشورها آثار جدی دارند، اما به نظر میرسد دور جدید اعتراضات در ایران به شکل جدی و پررنگی بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی تاثیر گذاشته و به شکل ویژهای روابط با اروپا را تحت الشعاع قرار داده است. حال به باور شما دور جدید اعتراضات در ایران تا چه اندازه بر سیاست خارجی اثر مخرب داشته است؟
همانگونه که به درستی اشاره کردید قطعاً مناسبات سیاست داخلی و سیاست خارجی بر همدیگر اثرگذار هستند. یعنی از همدیگر تاثیر میگیرند و بر همدیگر تاثیر میگذارند. اما نکته اینجاست که دیپلماسی و سیاست داخلی میتوانند یکدیگر، هم را در جهت مثبت و هم در جهت منفی تحت تاثیر قرار دهند. این بستگی دارد که تحولات چه سمت و سویی داشته باشند و در کنار آن، مدیریت این تحولات در داخل کشور به چه سمتی حرکت کند و در ادامه نوع نگاه دنیا به این تحولات چگونه باشد؟
بیشتر بخوانید: تعمیق گسل بین ایران و اروپا با آینده برجام چه میکند؟
