عصر ایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل) – خاورمیانه بار دیگر به ورطۀ معیارهای متناقضِ «جنگ و صلح» افتاده است. تبادل آتشِ شبانه میان ایالات متحده و ایران که در پاسخ به سرنگونی هلیکوپتر آمریکایی و حملات تلافیجویانۀ ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه رخ داد، حکایت از این دارد که آتشبس آوریل، خبر از پایان جنگ نمیدهد، بلکه وقفهای کوتاه در درگیری پیچیدۀ دو کشور است.
دونالد ترامپ با زبانی تند از «شکست کاملِ» ارتش ایران سخن گفته و تهدید به پرداخت بهای سنگین کرده است. وزارت خارجۀ ایران هم با اشاره به تخریبِ محیط باثباتِ دیپلماتیک، نیاز به «تجدیدنظر» در روند مذاکرات را اعلام کرده است.
در این بین، پرسشهای قابلتأملی به ذهن متبادر میشود: آیا در دکترین فعلیِ کاخ سفید، جایی برای صلح پایدار وجود دارد یا این تنشها بخشی از استراتژی «فشار حداکثری» برای تحمیل شرایط به ایران در لحظات آخرند؟
آیا ممکن است توافقی که ترامپ از نزدیکشدن به آن سخن میگوید، صرفاً ابزاری سیاسی برای بهبود محبوبیتش در انتخابات میاندورهای باشد؟ آیا دستیابی به صلح در تهران ممکن است، در حالی که جبهۀ لبنان و درگیریهای حزبالله و اسرائیل متغیری کلیدی و غیرقابل تفکیک در معادلات منطقهای است؟ در واقع، فاصلۀ بین «زبان دیپلماتیک» و «زبان نظامی» در هر دو طرف اندک است و کوچکترین لغزش در محاسبات، میتواند جرقهای بر ed’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
