
اقتصاد۲۴– صدور بیانیه مشترک روسیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس درباره جزایر سهگانه ایران، اعتراضات مقامات ایرانی را به دنبال داشت و ایران سفیر روسیه در تهران را احضار کرده است. همچنین وزیر امورخارجه و سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در پیامهایی توییتری و مشابه بر حفظ تمامیت ارضی ایران تاکید کرده اند.
به گزارش فرارو، مسئله جزایر سه گانه از سالها پیش برای ایران یک مسئله حساس تلقی شده است. در سال ۱۹۷۱، پس از توافق ایران و بریتانیا و پیش از خروج نیروهای نظامی این کشور از منطقه و تأسیس کشور امارات متحده عربی، ابوموسی به همراه تنب بزرگ و تنب کوچک پس از نزدیک به ۷۰ سال شکایتهای مداوم دولت ایران علیه اشغالگری بریتانیا، سرانجام به ایران بازگردانده شد.
اما همچنان امارات متحدۀ عربی با همراهی کشورهای عربی حوزهٔ خلیج فارس اصرار بر مالکیت این جزایر را دارد که ایران این ادعاها را بیاساس دانسته و بر اساس پیشینهٔ تاریخی و فرهنگی و قواعد بینالمللی، این جزایر را متعلق به ایران میداند. این جزایر به دلیل همجواری با بخش عمیق خلیج فارس و اشراف بر تنگه هرمز که شاهراه حیاتی اقتصادی جهان بهشمار میرود؛ اهمیت بالایی برای کشورهای حوزۀ خلیج فارس و جهان دارد. فرارو با هدف بررسی علل ادعاهای گاه و بیگاه امارات در خصوص جزایر سه گانه از یک سو و ریشه یابی زمینههای رفتار چین و روسیه در عرصه بین الملل با مهدی ذاکریان، تحلیلگر مسائل بین الملل و جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در انگلستان و تحلیلگر مسائل سیاسی گفتگو کرده است:
مهدی ذاکریان در خصوص مواضع اخیر روسیه و چین گفت: «معتقدم که چین و روسیه اقدام عجیبی را انجام نداده اند. در روابط بین الملل، کشورها برای دریافت امتیاز و بهره بردن در روابط خارجی، اینگونه عمل میکنند. کشورها دوست و دشمن دائمی ندارند، بلکه منافع دائمی دارند، بنابراین کاری که چین و روسیه انجام داده اند در حوزه روابط بین الملل کاری بسیار طبیعی و عادی است که ممکن است کشورهای دیگر از آمریکا و اروپاییها تا عراق و ونزوئلا انجام دهند. همانطور که عراق به راحتی پول برق ما را پرداخت نمیکند. اتفاقا کاری که ایران در سیاست خارجی انجام میدهد عجیب است. سیاست خارجی ایران، با مشکل جدی مواجه است و منافع ملی محور نیست و مبتنی بر توهمات و خوددرست پنداری محور است. در حالی که در سیاست خارجی منافع ملی به اضافه دانش روابط بین الملل اهمیت دارد. هر چه از دید ما درست است نمیتواند پایه روابط خارجی قرار گیرد.»
وی افزود: «ایران متوجه دو موضوع شد: یک این که روسیه و چین در شورای امنیت و در برابر ایالات متحده و سایر کشورهای متحدش، به لحاظ سیاسی هماهنگ نیستند و اختلاف سیاسی پیدا کرده اند. به همین دلیل در شورای امنیت از وتو استفاده میکنند و خواستههای متفاوتی نسبت به خواستههای آنان بیان میکنند. ایران تصور کرد موضوعی تازه را کشف کرده است. در حالی که گرچه میان اعضای شورای امنیت اختلافهایی وجود دارد، اما این به این معنا نیست که ایران میتواند از این اختلافات امتیاز خاصی بگیرد و یا با دلسردی به هر یک از کشورها امتیاز بگیرد. کشورهای مختلف با برقراری روابط مناسب با همه کشورها میتواند امتیاز بگیرد. نمونه این رفتار، ترکیه است که ابتدا با عضویت سوئد در ناتو مخالفت کرد و سپس پذیرفت و با این موضع گیری هم از روسیه، هم از سوئد، ایالات متحده و کشورهای ناتو امتیاز گرفت. درواقع ترکیه روابط خود را با همه بازیگران حفظ کرد. اما ایران فقط دلبسته یک بازیگر جهانی میشود.»
این تحلیلگر روابط بین الملل افزود: «وقتی ایران روابط خود را با کشورهای مختلف میبندد و فقط نگاه به شرق دارد، نتیجهای جز قربانی شدن در اختلافات روسیه و غرب نخواهد داشت، در حالی که ایران میتوانست در جنگ اوکراین هم از اوکراین امتیاز بگیرد، هم از روسیه، آمریکا، چین و اتحادیه اروپا و ایالات متحده. متاسفانه اکنون ایران تمامی امتیازها را به همه کشورهای مذکور به اضافه شورای همکاریهای خلیج فارس باخت. تنها راه پیش روی ایران این بود که سیاست خارجی متوازن را انتخاب کند. سیاست خارجی متوازن یعنی کشور وزن روابط خارجی خود را بر حسب منافع ملی تغییر دهد. ایران وزن روابط خود را تغییر نمیدهد، بلکه یک سره به یک سو تمایل نشان میدهد. مواضع ایران در ماجرای اوکراین حتی به حقوق بین الملل نیز بی توجه بود چرا که حقوق بین الملل به کشورها کمک میکند در هنگام بحرانها مواضعی اتخاذ کنند که در آینده زیر سوال نروند. این نوع موضع گیری ناشی از فقدان دانش و تخصص در دستگاه دیپلماسی کشور است. در خصوص ماجرای اخیر نیز جالب است افرادی که از دیوار سفارت انگلستان بالا رفته اند، چرا اکنون و در شرایطی که حق ما در جزایر سه گانه زیر سوال رفته و به تمامیت ارضی ما بی حرمتی شده سکوت کرده و واکنشی ندارند و حتی دو شعار ساده هم در دو کیلومتری سفارت روسیه نمیدهند.»
