20 / 01 /1405
فاطمهالسادات همایونی، دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات در گفتوگو با خبرنگار آنا درباره ابعاد جامعه شناختی جنگ گفت: میلر جامعه شناسی بریتانیایی گفته است ویدیوهای روستاییان ایرانی که تفنگ به دست گرفتهاند تا به سمت هلیکوپترهای آمریکایی شلیک کنند، یادآوری میکند که مقاومت سازمانی نیست که بتوان آن را نابود کرد، بلکه یک گرایش بنیادی انسانی در مواجهه با تهاجم و اشغال است که فراتر از زمان و مکان است. در دل تاریخ، لحظاتی وجود دارند که در آنها انسان از مرزهای تعریفشده خود عبور میکند و به جوهری عمیقتر از هویت فردی دست مییابد؛ لحظاتی که در آن، «بودن» با «ایستادن» گره میخورد. تصویری که از روستاییان ایرانی با سلاحهای ساده در برابر هلیکوپترهای پیشرفته نقش میبندد، صرفاً یک صحنه جنگی نیست؛ این تصویر، بازتابی از یک حقیقت بنیادین در انسانشناسی اجتماعی است: مقاومت، یک نهاد نیست، بلکه یک غریزه تاریخی و یک کنش آگاهانه ریشهدار در زیست انسانی اس دیده میشود، دقیقاً همین است: مقاومتی که نه از اتاقهای فکر، بلکه از دل تجربه زیسته مردم برمیخیزد.
همایونی ادامه داد: اما آنچه این صحنه را به یک روایت حماسی بدل میکند، شکاف عمیق میان ابزارها و ارادههاست. در یک سو، تکنولوژی پیشرفته، نظم نظامی و قدرت متمرکز قرار دارد؛ و در سوی دیگر، انسانی ایستاده است که شاید از نظر مادی، هیچ برتریای ندارد، اما از نظر معنایی، در موقعیتی برتر قرار گرفته است. این همان نقطهای است که در آن، قدرت سخت با قدرت نرمِ اراده و معنا به چالش کشیده میشود. در اینجا، باید به مفهوم «سرمایه نمادین» بوردیو نیز توجه کرد. آنچه این روستاییان در اختیار دارند، نه صرفاً سلاح، بلکه نوعی سرمایه نمادین است: احساس مشروعیت، تعلق به زمین، و باور به حقانیت. این سرمایه، اگرچه قابل اندازهگیری نیست، اما در میدانهای اجتماعی، میتواند برتریهای مادی را به چالش بکشد.
