ایالت داغستان، نام جدید استانی در ایران!

اینجا در اصل داغستان ایران است؛ اینجا را می توان پایتخت بی هوای ایران نامید.

ایالت داغستان، نام جدید استانی در ایران!

حال هوای خوزستان این روزها اصلاً خوب نیست درست مثل بسیاری از استان‌های کشور؛ اما در آنجا تراژدی، غم انگیزتر است. داغستانی است برای خودش.

 

به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در گرمای نهم تیرماه سال ۱۳۹۶، خوزستان زیر آفتابی سوزان، نامی جهانی یافت. واشنگتن پست دمای اهواز را ۱۲۹ درجه فارنهایت، برابر با ۵۳.۸ درجه سانتیگراد، گزارش کرد و ایندیپندنت از گرمایی ۱۲۷.۴ درجه فارنهایت، یعنی ۵۳ درجه سانتیگراد، سخن گفت. از آن روز و پیش از آن، گرما، ریزگرد و مصائب دیگر، چونان مهمانی ناخوانده، در این دیار ماندگار شده‌اند.

 

در فاصله‌ای نزدیک به ۱۵ کیلومتر از امیدیه، به سوی بندر ماهشهر، مشعل‌های گاز در دل شب، نوری سحرآمیز و هراس‌انگیز می‌پراکنند. از یک کیلومتری، گرمای سوزان فلرها پوست را می‌گزد و دود و آلودگی، چون شبحی، در هوا پرسه می‌زند. بارها گفته‌اند که این گازها، که می‌توانند در صنایع پایین‌دستی نفت و گاز به کار آیند و ثروتی هنگفت بسازند، نباید سوزانده شوند. اما فلرها همچنان می‌سوزند و با خود، هوا را آلوده، گازهای گلخانه‌ای را پراکنده و منابع را تباه می‌کنند؛ آسیبی که هم محیط را زخمی می‌کند و هم سلامت مردم و اقتصاد منطقه را.

 

این روزها، گرما در سراسر ایران بیداد می‌کند، اما در خوزستان، رنجی دیگرگونه است. کمبود انرژی، چون زخمی کهنه، بر تن مردم جنوب نشسته و آن‌ها را در تنگنایی بی‌رحم گرفتار کرده dn.tabnak.ir/files/fa/news/1404/5/11/2076558_756.jpg” alt=”خوزستان در سیطره جهنم تابستان/ معیشت مردم در حال سوختن است!” width=”500″ height=”304″>

او از حال و روز کشاورزان و دامداران خوزستان می‌گوید، که در گرمای سوزان، بی‌آب، با تبخیر شدید و مرگ دام‌ها، بی‌هیچ حمایت واقعی، رها شده‌اند. نه بسته حمایتی، نه بیمه، نه جبران خسارتی. هشدارهای استانداری نیز، یا بی‌پاسخ مانده یا در کاغذبازی‌های بخشنامه‌ها گم شده است. ابراهیم‌پور هشدار می‌دهد: «بدون یاری نهادهای مرکزی، معیشت هزاران خانوار خوزستانی در آستانه فروپاشی است.»

 

در این میان، موسوی، نماینده شوشتر در مجلس نیز تاکید کرد: انتظار داریم خوزستان با گرمای ۵۷ درجه‌ای از قطعی برق مستثنی شود.

 

این روایت، چون قصه‌ای تلخ از دیاری است که گاه زیر آفتاب و گاه از دود فلرها و گاه از ریزگردها، نفس‌نفس می‌زند و در انتظار گوش شنوایی از مرکز، روزگار می‌گذراند.

خبرنگار؛ سجاد مهدیخانی

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *