
ساعدنیوز: روایتی از جنس شیشه و تنهایی؛ جایی که روح انسان شبیه به یک ظرف خالی، در مرداب روزمرگیها به دنبال جواهرِ معنا میگردد. نامهای غرق در احساس و دلتنگی از فروغ به پرویز شاپور که بند بند آن، داغِ یک بیپناهی ابدی را زنده میکند
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این نامه از معروفترین نامههای عاشقانهٔ فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور است؛ نامهای سرشار از اضطراب، وابستگی عاطفی، تنهایی و آشفتگی روحی. فروغ در آن دوره بسیار جوان بود و رابطهٔ عاطفیاش با پرویز برایش حالتی همهجانبه و گاهی ویرانگر داشت.
در این نامه، فروغ با لحنی بسیار صمیمی و بیپرده مینویسد که شب سختی را میگذراند و احساس خفگی و بیقراری دارد. او مدام از دوری پرویز، ترسِ از دست دادن عشق، و نیاز شدیدش به حضور او حرف میزند. گریه در نامه نقش مهمی دارد؛ انگار تنها راه نجاتش از فشار عاطفی است.
پرویز،
امشب خیلی دیوانه هستم.
