
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، حافظ در این غزل از معشوقی سخن میگوید که زیباییاش بیمانند است، چهرهای چون بهار و نگاهی که دل و جانِ عاشق را به اسارت میبرد. او در آغازِ عشق گمان میکرد به گنجِ آرزوهایش رسیده، اما بهزودی فهمید که عشق راهی پر از رنج و خونِ دل است.
عاشق از بیمهریِ یار مینالد، از اینکه معشوق با دیگران مهربان است، اما او را در انتظار و حسرت نگه داشته است. با این حال، دلش هنوز به امید وصال میتپد و نمیتواند از عشق او دست بکشد.
بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایهبان دارد
دیوان حافظ نسخهبرداری شده در رمضان 855 ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی

خواجه شمسالدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ»، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال 726 هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایهای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. گوته دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال 792 هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحب نظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.
برای شنیدن شعرهای بیشتر از حافظ و بزرگان ادب فارسی، با ساعدنیوز همراه باشید و این شعرخوانی زیبا را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
