تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ساعت ۰۸:۴۷

گروه فرهنگ وهنر: در یک نشست تخصصی با طرح این پرسش که اگر شکسپیر چت جی. پی. تی داشت یا کانت پایتون میدانست، کلمه چطور جان میگرفت؟ مطرح شد: هوش مصنوعی میتواند الگوهای مرتبط با مفاهیمی مانند خشونت یا انتقام را شناسایی کند، اما این انسان است که درباره تأثیر این مفاهیم بر روان و زندگی بشر پرسش میکند و به آنها معنا میبخشد.
نشست تخصصی «معماری داستان با هوش مصنوعی» ۶ مردادماه در سرای اهل قلم برگزار و ظرفیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی در داستاننویسی از دو دیدگاه نظری و کاربردی بررسی شد.
سیامک فریدونی – نویسنده و پژوهشگر – در بخش نخست نشست با طرح این پرسش که «نبوغ چیست و آیا هوش مصنوعی میتواند نابغه باشد؟» گفت: نبوغ را میتوان نه توانایی خلق از هیچ، بلکه توانایی تشخیص، انتخاب، ترکیب و بازآفرینی الگوهایی دانست که دیگران قادر به دیدن ارتباط میان آنها نیستند.
وی با اشاره به آثار شکسپیر توضیح داد که آثار بزرگ ادبی در خلأ شکل نمیگیرند، بلکه نتیجه پیوند نویسنده با شبکهای از منابع تاریخی و فرهنگی، روایتهای پیشین، بازیگران و مخاطبان هستند.
فریدونی با بررسی شیوه شکلگیری نمایشنامههایی مانند (تیتوس آندرونیکوس) گفت: شکسپیر از آثاری چون روایتهای اوید و تراژدیهای سنکا بهره میگرفت، اما این منابع را متناسب با پرسشها و مسائل زمانه خود بازآفرینی میکردکیشن، داستان به سکانسها و اجزای مختلف تقسیم میشود تا انسجام روایت، مؤلفههای داستانی، ژانر، تداوم خط داستان و صدای نویسنده بررسی شود.
به گفته او، مسئله تنها این نیست که نویسنده چگونه مینویسد؛ بلکه باید مشخص شود آیا مخاطب میتواند آنچه را در ذهن نویسنده شکل گرفته است، از طریق متن درک و تصور کند؟
بویری یکی دیگر از قابلیتهای این پلتفرم را ساخت و شبیهسازی شخصیتها عنوان کرد. این شخصیتها میتوانند بر اساس افراد واقعی، چهرههای تاریخی یا ترکیبی از ویژگیهای چند فرد شکل بگیرند و از زاویهای بیرونی، متن نویسنده را بررسی و درباره آن بازخورد ارائه کنند.
وی افزود: این قابلیت میتواند در شرایطی که نویسنده بهدلیل محدودیت زمانی، هزینه یا دشواری دسترسی امکان گفتوگو با استادان، متخصصان یا افراد موردنظر خود را ندارد، بهعنوان یک ابزار کمکی مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته بویری، کاربرد این پلتفرم تنها به داستاننویسی محدود نیست و میتوان از شخصیتهای شبیهسازیشده برای بررسی واکنشهای احتمالی در گفتوگوها، مذاکرات و موقعیتهای فرضی نیز استفاده کرد. این فرایند در قالب نوعی نقشآفرینی و تعامل با شخصیتهای طراحیشده انجام میشود.
نشست تخصصی «معماری داستان با هوش مصنوعی» ۶ مردادماه در سرای اهل قلم برگزار و ظرفیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی در داستاننویسی از دو دیدگاه نظری و کاربردی بررسی شد.
سیامک فریدونی – نویسنده و پژوهشگر – در بخش نخست نشست با طرح این پرسش که «نبوغ چیست و آیا هوش مصنوعی میتواند نابغه باشد؟» گفت: نبوغ را میتوان نه توانایی خلق از هیچ، بلکه توانایی تشخیص، انتخاب، ترکیب و بازآفرینی الگوهایی دانست که دیگران قادر به دیدن ارتباط میان آنها نیستند.
وی با اشاره به آثار شکسپیر توضیح داد که آثار بزرگ ادبی در خلأ شکل نمیگیرند، بلکه نتیجه پیوند نویسنده با شبکهای از منابع تاریخی و فرهنگی، روایتهای پیشین، بازیگران و مخاطبان هستند.
فریدونی با بررسی شیوه شکلگیری نمایشنامههایی مانند (تیتوس آندرونیکوس) گفت: شکسپیر از آثاری چون روایتهای اوید و تراژدیهای سنکا بهره میگرفت، اما این منابع را متناسب با پرسشها و مسائل زمانه خود بازآفرینی میکردکیشن، داستان به سکانسها و اجزای مختلف تقسیم میشود تا انسجام روایت، مؤلفههای داستانی، ژانر، تداوم خط داستان و صدای نویسنده بررسی شود.
به گفته او، مسئله تنها این نیست که نویسنده چگونه مینویسد؛ بلکه باید مشخص شود آیا مخاطب میتواند آنچه را در ذهن نویسنده شکل گرفته است، از طریق متن درک و تصور کند؟
بویری یکی دیگر از قابلیتهای این پلتفرم را ساخت و شبیهسازی شخصیتها عنوان کرد. این شخصیتها میتوانند بر اساس افراد واقعی، چهرههای تاریخی یا ترکیبی از ویژگیهای چند فرد شکل بگیرند و از زاویهای بیرونی، متن نویسنده را بررسی و درباره آن بازخورد ارائه کنند.
وی افزود: این قابلیت میتواند در شرایطی که نویسنده بهدلیل محدودیت زمانی، هزینه یا دشواری دسترسی امکان گفتوگو با استادان، متخصصان یا افراد موردنظر خود را ندارد، بهعنوان یک ابزار کمکی مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته بویری، کاربرد این پلتفرم تنها به داستاننویسی محدود نیست و میتوان از شخصیتهای شبیهسازیشده برای بررسی واکنشهای احتمالی در گفتوگوها، مذاکرات و موقعیتهای فرضی نیز استفاده کرد. این فرایند در قالب نوعی نقشآفرینی و تعامل با شخصیتهای طراحیشده انجام میشود.
