اژد‌های خودساخته امریکا

چین به جای آنکه در نظم موجود حل شود، از همان نظم برای افزایش قدرت خود بهره گرفت و امروز نه‌تنها به بزرگ‌ترین قدرت صنعتی جهان تبدیل شده، بلکه در بسیاری از حوزه‌های فناوری پیشرفته نیز به رقیبی جدی برای امریکا بدل شده است

تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۱:۰۰

چین به جای آنکه در نظم موجود حل شود، از همان نظم برای افزایش قدرت خود بهره گرفت و امروز نه‌تنها به بزرگ‌ترین قدرت صنعتی جهان تبدیل شده، بلکه در بسیاری از حوزه‌های فناوری پیشرفته نیز به رقیبی جدی برای امریکا بدل شده است

جوان آنلاین: در تاریخ قدرت‌های بزرگ، کمتر خطایی را می‌توان یافت که به اندازه تصمیم ایالات متحده برای تسهیل صعود چین، پیامد‌های ژئوپلیتیک گسترده داشته باشد. امروز سیاستمداران امریکایی از «تهدید چین» سخن می‌گویند، درباره رقابت فناوری و نظامی با پکن هشدار می‌دهند و از پایان عصر برتری بلامنازع امریکا ابراز نگرانی می‌کنند، اما پرسشی که کمتر در واشینگتن با صدای بلند مطرح می‌شود، این است که چه کسی شرایط تبدیل چین به یک ابرقدرت را فراهم کرد؟ بخش مهمی از قدرت امروز چین، محصول مستقیم سیاست‌هایی است که طی سه دهه از سوی خود امریکا و متحدانش دنبال شد. کشوری که اکنون به عنوان اصلی‌ترین چالش راهبردی واشینگتن معرفی می‌شود، در واقع در دل همان نظم اقتصادی جهانی رشد کرد که امریکا پس از جنگ سرد طراحی و رهبری می‌کرد. 

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، امریکا خود را در موقعیتی بی‌سابقه یافت. رقیب ایدئولوژیک و نظامی اصلی از صحنه خارج شده بود و بسیاری از نخبگان امریکایی معتقد بودند که مدل لیبرال غربی به پیروزی نهایی رسیده است. در چنین فضایی، این تصور شکل گرفت که ادغام هرچه بیشتر کشور‌ها دری کاهش هزینه‌های تولید، کارخانه‌های خود را به شهر‌های چین منتقل کردند. سرمایه، فناوری، دانش مدیریتی و دسترسی به بازار‌های جهانی با سرعتی کم‌سابقه به سوی پکن سرازیر شد. در آن زمان بسیاری از سیاستمداران امریکایی این روند را یک معامله برد- برد می‌دانستند. مصرف‌کنندگان امریکایی کالا‌های ارزان‌تر دریافت می‌کردند، شرکت‌های چندملیتی سود‌های هنگفت به دست می‌آوردند و تصور می‌شد طبقه متوسط در حال رشد چین، در نهایت خواهان اصلاحات سیاسی گسترده‌تر خواهد شد، اما چین به جای آنکه در نظم موجود حل شود، از همان نظم برای افزایش قدرت خود بهره گرفت. رهبران چینی برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌های غربی، هرگز توسعه اقتصادی را به معنای کنار گذاشتن کنترل سیاسی تعبیر نکردند. آنها با دقت و برنامه‌ریزی، فرصت‌های ناشی از جهانی‌شدن را جذب کردند، اما اجازه ندادند ساختار قدرت داخلی از کنترل دولت خارج شود. نتیجه پدیده‌ای بود که کمتر کسی در دهه ۱۹۹۰ تصور می‌کرد، ظهور کشوری که توانست از مزایای اقتصاد بازار استفاده کند، بدون آنکه الزاماً به الگوی سیاسی غرب تبدیل شود. 

سود کوتاه‌مدت جایگزین تفکر راهبردی 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *