اپیدمی «شغل دوم»؛ تلاش برای بقا
آیا با یک شغل و درآمد میتوان زندگی کرد؟ احتمالا پاسخ این سوال را میدانیم؛ «خیر». دیگر داشتن یک شغل ثابت تضمینکننده امنیت اقتصادی خانواده نیست. هزینههای زندگی بالا به واسطه تورم افسارگسیخته، نداشتن آینده روشن از وضعیت اقتصادی و توقع نسل جدید به داشتن یک زندگی لوکس، «شغل دوم» را به عنوان عامل مهم در بقا و پیشرفت خانوار به امری ضروری بدل میکند. اتفاقی که در ایران عادی شده است و اتفاقا دائما بر جمعیت دو شغلهها افزوده میشود.
در سالهای اخیر تورم از درآمد سبقت گرفته و موجب ایجاد یک اپیدمی به نام «شغل دوم» شده است. به این معنی که یک شخص برای آنکه بتواند درآمد را با تورم منطبق کند، به جز یک شغل ثابت، همزمان به سمت حداقل یک شغل دیگر هم میرود.
داشتن شغل دوم اجبار است
رفتن به سمت شغل دوم دیگر یک اختیار نیست. بلکه اجباری است برای گذران زندگیارها خودشان تورم را تشدید میکند.
در این سالها هیچ گاه دولتها نتوانستهاند تورم را به صورت ریشهای حل کنند. آنها برای افزایش قدرت خرید مردم به طرحهای ناکام حمایتی مانند یارانه و کالابرگ روی آوردهاند. اما چنین حمایتهایی خود منجر به گرانی شده است و از سوی دیگر بعد از مدت اثر حمایتی شان را از دست دادهاند. ایجاد فرصتهای جدید اشتغال نیز در سایه نرخ منفی سرمایه گذاری چندان محقق نمیشود؛ بنابراین سیاستهای داخلی و سیاستهای خارجی نه تنها وضعیت را به سمت بهبود سوق ندادهاند، بلکه اقتصاد را به سمت ورشکستگی و کسب و کارها را به سمت ناامیدی کشاندهاند. شرایطی که اگر تداوم یابد،تر و خشک را با هم میسوزاند. بدیهی است که در این شرایط روی آوردن به شغل دوم ضرورت مییابد و با این حال همچنان هستند کسانی که از آنها به عنوان «شاغلان فقیر» یاد میکنند.
بمانجان ندیمی
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
