
انشعابها، تیکهپرانیها و یقیهگیرهای در اپوزیسیون تازگی ندارد، از همان سال ۵۷ تا کنون شاهد لجنپراکنیهای ضد انقلابیها بودهایم.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: تعداد بسیاری از شهروندان و مسئولان کشوری و لشکری توسط همین گروهگ تروریستی به شهادت رسیدند و سرانجام برای استمرار کینه شتری که با ملت و دولت نوپا در ایران پیدا کرده بودند، به دامن رژیم دیکتاتور بعثی عراق پناه بردند تا در آنجا سرویسدهی شوند و به اصطلاح خودشان تیشه به ریشه نظام بزنند. جبهه دوم، متشکل از اروپاییها به خصوص ایالات متحده آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل است؛ آمریکاییها مسیرشان را تنها طی نمیکردند، هرازگاهی از یار کمکی (کشورهای غربی) بهره میبردند و با رویکرد سختافزاری و نرمافزاری با نظام ایران مقابله میکردند. در دفاع هشت ساله با تمام قوا به حمایت از صدام حسین دهیم، پی میبریم جمهوری اسلامی ایران حقیقتا دشمنان ابله و نادانی دارد؛ اپوزیسیونی «بیسر» که ۴۷ سال با نبود تشکیلاتی کهنه، گستردگی آرمانهای متضاد، تسلط شخصیتپرستی بر تشکیلاتگرایی و تفاوت در استراتژیهای عملیاتی رنج میبرد و زین پس هم نمیتوانند سروسامانی به جرگه سراپا آشوب خودشان بدهند. کوتولههایی که به دنبال آن بودند، ایرانیان را در کشورشان ضربه فنی کنند.
این ایام خودشان در یک قدمی فروپاشی به سر میبرند. مگر کرکره شبکه «من و تو» باز پایین نیامد، چه کسانی از کیوان و مرجان عباسی، مدیران شبکه حمایت میکردند؟ امروز به چه سرنوشتی دچار شدهاند؟ در مجموع، با شکافهای شکل گرفته، اپوزیسیون صدایی ندارد و خفه شده است، بر این اساس جدالهایی را راه انداختهاند تا خودی نشان دهند، اما مغزهای کوچک زنگزدهای هستند که هیچ در چنته ندارند به طوری که مستاجر کاخ سفید هم حاضر نشد در ایام جنگ تحمیلی سوم، صدای پهلوی را بشنود یا سیمای او را ببیند.
