اعترافات هولناک اپوزیسیون در سالگرد آشوب که خود را در وضعیتی بسیار عقبتر از آنچه سال پیش در آن قرار داشتند، توصیف میکنند، مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت. حسین باستانی گفت «اپوزیسیون درحالحاضر در نقطه عقبتر از زمان شروع جنبش سال گذشته قرار دارد». مسعود بهنود گفت «رضا پهلوی بهاندازه یک گاو مهربان نمیفهمد و عجب از خرانی که به دنبال او افتادهاند و به او امید بستهاند». عبدالله مهتدی گفت که دنبال تجزیهطلبی با سران عرب و بلوچ بوده است، اما «بزرگترین فرصت تاریخی را از دست داده، چون جمهوری اسلامی از دشمنانش عاقلتر است». هوشنگ امیراحمدی گفت «رضا پهلوی از نزدیک با اسرائیل کار میکند و میخواسته با کمک اسرائیل و آذربایجان به ایران بازگردد تا ایران را دوباره مزدور امریکا و اسرائیل کند». مصی علینژاد گفت که امریکا از او خواسته با هویتی جدید برای همیشه از انظار پنهان شود و سرانجام خود رضا پهلوی نیز از مردم خواهش کرد به سفر نروند و پای انقلاب بایستند!
چالشبرانگیزترین و تأسفبارترین بخش ماجرای رسانههای فارسیزبان بهعنوان بازوی تبلیغاتی براندازان آنجاست که خبرنگاران و گزارشگران این شبکهها که شبانهروز ایران را ویران و روبهزوال، توصیف و مردم را دعوت به آشوب و براندازی با رهبری امثال رضا پهلوی و سلبریتیهای نانخور سازمانهای جاسوسی غرب میکنند، خود اعتقادی به این حرفها ندارند و در پشت و روی صحنه، نشان میدهند به براندازی به چشم یک کار احمق هزینه کمتری انجام شود. اینها در صورتی است که یک تشکیلات رهبریکننده معتبر وجود داشته باشد که به رسمیت شناخته شود. هر چیزی که فعالان بگویند مشخص نیست که ضمانت اجرا داشته باشد یا اصولاً عملیاتی نشود.»
آیا باستانی و دوستانش در بیبیسی بعد از یکسال به این صرافت افتادهاند که در ایران ظرفیت براندازی وجود نداشته است و کسی دنبال براندازی نیست و این براندازی، رهبر و تشکیلات رهبری نداشته است؟! نه آنها از ابتدا به این مهم واقف بودند، اما دستوری که به آنها داده شد، به آشوبکشاندن خیابانها برای تضعیف نظام و تحمیل کشتهها و آسیب اجتماعی و سیاسی به کشور بود تا ایران را در عرصه جهانی یک کشور درگیر مسائل داخلی نشان دهند؛ و حالا بهیکباره ژست روشنفکری و تحلیل دقیق مسائل را بهخود میگیرند! آنهم نه از چند هفته پیش که همچنان امید داشتند آشوب در سالگرد آن بازگردد- و صفحات بیبیسی همین را نشان میدهد- بلکه در آستانه سالگرد که از بازگشت آشوب کاملاً ناامید شدند، به فاز تحلیل ضعفهای آن بازگشتند! این اوج خیانت امثال باستانی و بهنود و دیگران است. خیانتکارانی که در تاریخ بشریت مانند آنان انگشتشمارند.
