
تقلیل این حماسه به یک بدرقه ساده، خطایی راهبردی است. بدرقه برای کسی است که میرود؛ شهید اما نمیرود،
یادداشت مهمان_ ایرج حجازی، نویسنده و پژوهشگر دین و رسانه: قاب شکوهمندی که در مصلای تهران نقش بست، فراتر از یک سوگواریِ مرسوم، نقطه تلاقیِ تاریخ و اراده یک ملت بود. وقتی طنین لرزاننده اللُهم انّا لا نَعلمُ منهُ الّا خَیرا از حنجرههای بغضآلود اما استوارِ میلیونها انسان به آسمان برخاست، این تنها شهادت بر پاکیِ یک پیکر نبود؛ گواهیِ امتی بود بر حقانیتِ مکتبی که رهبر شهیدشان جان بر سر آن نهاد. آنچه در میان بود، نه یک پیکر خاموش، که روح بیدارِ یک تمدن بود که از حاشیه اوراق تاریخ برخاست تا در متن زندگی نفس بکشد. کثرت بینظیر جمعیت، اگرچه مجال تشییع بر دوش را گرفت، اما این پ جان خویش را سپر خواهد کرد. ملت ایران با عبور از این داغ، در پرتو هدایتِ رهبر جدید و با تمسک به بصیرت و همبستگی، راهِ نفی سلطه را با شتابی مضاعف ادامه میدهد. اتاقهای فکر صهیونیسم بدانند: شما با ملتی روبرو هستید که مرگ را به سخره گرفته است. شما پیکری را بدرقه خاک کردید، اما بذرِ تمدنی را کاشتید که رویشِ آن، بهزودی طومارِ ظلمتان را در هم خواهد پیچید. این، پایانِ یک مرد نبود؛ آغازِ توفانِ انتقامِ یک امت بود.

