او که بوم را به «محراب» و رنگ را به «زبان دعا» مبدل ساخت

طراحی ضریح مطهر امام‌رضا (ع) نقطه تلاقی هنر نقاشی با معماری و فلزکاری است. فرشچیان در این کار، نه تنها به زیبایی ظاهری پرداخت، بلکه مفهوم «پناه» را در خطوط منحنی و نقوش اسلیمی جای داد. هر گل و برگ، داستانی از تاریخ تشیع را روایت می‌کند و هر تکرار نقش دلیلی بر استمرار ایمان است. او با استفاده از ریتم و تقارن بیننده را وا می‌دارد که قدم به قدم و با نگاه خود ضریح را طواف کند! گویی این حرکت نوری ا‌ست که بیننده را به درون می‌برد

طراحی ضریح مطهر امام‌رضا (ع) نقطه تلاقی هنر نقاشی با معماری و فلزکاری است. فرشچیان در این کار، نه تنها به زیبایی ظاهری پرداخت، بلکه مفهوم «پناه» را در خطوط منحنی و نقوش اسلیمی جای داد. هر گل و برگ، داستانی از تاریخ تشیع را روایت می‌کند و هر تکرار نقش دلیلی بر استمرار ایمان است. او با استفاده از ریتم و تقارن بیننده را وا می‌دارد که قدم به قدم و با نگاه خود ضریح را طواف کند! گویی این حرکت نوری ا‌ست که بیننده را به درون می‌برد

جوان آنلاین: این مقال سوگ نگاشـــته‌ای برای زنده‌یاد استاد محمود فرشــچیان نیست، حتی قصد نداشته تا او را بستاید. هدف صرفاً گزارشی ارائه است، از آنچه با او به عرصه نگارگری ایران آمد. هم از این روی، می‌توان این نوشتار را تاریخی دانست. به همین دلیل در صفحه تاریخ درج می‌شود؛ امید آنکه مخاطبان را مفید و مقبول آید.

نظری به تاریخچه

زنده‌یاد محمود فرشچیان نگارگر و مینیاتوریست برجسته ایرانی، نه تنها میراث‌دار سنتی کهن در هنر نگارگری ایرانی است، بلکه با ابداعاتی چشمگیر این هنر را وارد دوره‌ای نو کرد که می‌توان آن را «مینیاتور پسانوگرای ایرانی» نامید. ریشه‌های کاری او در نقاشی مکتب اصفهان و به‌ویژه میراث صفوی نهفته است، اما آثارش تنها در قالب گذشته نمی‌گنجند، بلکه روایتی زنده، دینی و انسانی را از ایران معاصر عرضه می‌کنند. در عصر صفوی، اصفهان به پایتخت هنری جهان اسلام بدل شد. هنر نگارگری در آن دوران با ترکیب اصول مکتب تبریز و هرات به اوجی خیره‌کننده رسید، اما پس از سقوط صفویان، این هنر به‌تدریج به حاشیه رفت و در قرون بعدی، تنها در قالب نسخه‌برداری‌ها یا آثار تزئینی محدود ادامه یافت. فرشچیان که در بطن فرهنگی اصفهان بزرگ شد، از همان کودکی با آثار استادانی، چون بهزاد و رضا عباسی زیست و آموزش دید، اما آرزو داشت که این هنر را با زبان تازه‌ای به قرن بیستم و بیست‌ویکم بیاورد.

برای درک جایگاه فرشچیان، باید به بافت هنری و اجتماعی ایران در قرون پسا صفویه نگاه کرد. همان گونه که اشارت رفت، دوران صفویه با ایجاد پایتختی، چون اصفهان و حمایت رسمی از هنر‌های مذهبی، بستری بی‌نظیر برای شکوفایی نقاشی، کاشی‌کاری و خوشنویسی فراهم آورد، اما با فروپاشی آن دوره و ورود به دوران قاجار و پس از آن بسیاری از این هنر‌ها یا به حاشیه رفتند یا ماهیت صرفاً تزئینی پیدا کردند. در همین فضای گذار که ایران میان سنت و تجدد سرگردان بود، هنر مذهبی صرفاً به صورت آیینی باقی ماند و کمتر توانست روح معاصر زمانه را بازتاب دهد. در قرن بیستم و با ورود عناصر غربی در آموزش و تکنیک، تغییر بزرگی را در رویکرد هنرمندان ایرانی رقم خورد. بسیاری جذب نقاشی کلاسیک یا مدرن اروپایی شدند و برخی به‌کلی از مضمون دینی فاصله گرفتند، اما معدود هنرمندانی بودند که توانستند میان پیشینه غنی هنر ایرانی–اسلامی و زبان بصری مدرن پلی بزنند. فرشچیان از همین نسل است؛ نسلی که نه می‌خواست گذشته را فقط قاب بگیرد و به موزه بسپارد و نه می‌خواست از آن جدا شود، بلکه می‌خواست آن را دوباره زندگی کند و به امروز بیاورد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *