مدارای آیتالله خامنهای، تبلور پیوند میان «عقل سیاسی» و «عرفان اخلاقی» بود. او به ما آموخت که میتوان در عین صلابت، در غایت رفق با انسانها رفتار کرد. این منش نه از سر کم توانی، بلکه معلول آگاهی عمیق بود؛ بصیرتی که میدانست حقیقت، نهایتاً با آرامش پیروز میشود، نه با تندی. رفق و مدارای وی، در واقع سرمایه انسانی نظام بود که اجازه نداد انقلاب در تلاطمات موجود تحلیل برود
جوان آنلاین: در دنیای سیاست، جایی که قدرت اغلب با تندی و سلطه تعریف میشود، ممکن است در نگاه افراد سطحی، مفهومی به نام «مدارا» به معنای سستعزمی یا پذیرش بیچون و چرای خطاها به نظر برسد، اما وقتی به سیره و سیاست رهبر شهید انقلاب اسلامی مینگریم، درمییابیم که مدارای ایشان نه از سر عجز، بلکه از سر «قدرت مهارشده» بود. مدارا در اینجا یعنی توانایی پذیرش تفاوتها، صبوری در برابر تندیها و باز گذاشتن درهای بازگشت برای کسانی که در مسیر حقیقت گم شدهاند. این رویکرد، ریشه در اندیشهای دارد که سیاست را نه ابزاری برای حذف مخالف، بلکه وسیلهای برای نجات انسانها میبیند. در بسیاری از سخنرانیهای ایشان، تأکیدی مکرر بر این نکته دیده میشود که هدف ما، جذب حداکثری و دفع حداقلی است. این تفاوت بنیادین در نگاه، باعث میشود؛ مدارای ایشان با جریانات مختلف، حتی در سختترین مقاطع تاریخی، نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک تکلیف اخلاقی قلمداد شود. مقال پی آمده، در خصوص این موضوع به نگارش درآمده است. امید آنکه علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
بازخوانی صبوری نبوی (ص) و علوی (ع)
برای درک عمیقتر رفق و مدارایی که از آن سخن میگوییم، باید آن را در زنجیره سیره معصومین (ع) جستوجو کرد. مدارای رهبری، ابداع جدیدی نبود، بلکه احیای سنت نبوی در دوران معاصر به شمار میرفت. پیامبر اکرم (ص) در طول زندگی خود با سختترین تندیها و تندرویها از دشنام گرفته تا تلاش برای قتل روبهرو بودند، اما پاسخ ایشان همواره مدارای بیانتها بود. در تاریخ میخوانیم ایشان حتی با کسانی که هر روز به ایشان آسیب میزدند با لبخند و خوشرویی روبهرو میشدند. در نهجالبلاغه شریف نیز امام علی (ع) در نامههای خود به والیان، مدام بر رفق با رعیت تأکید میکردند. ایشان در موضعی فرمودند: «با مردم چنان رفتار کن که اگر تو جای آنها بودی، دوست داشتی با تو چنین رفتار شود.» این همحسی یا همدلی، در رویکرد شهید آیتالله خامنهای بهشدت جاری بود. وقتی ایشان به مسئولان توصیه میکردند «با مردم مدارا کنید و تندی نکنید»، در واقع همان دستورالعمل علوی را بازتولید میکردند. مثالهای تاریخی از عدالت امام علی (ع) که حتی در حق دشمنانشان نیز آن را رعایت میکردند، در رفتار رهبری با کسانی که دچار لغزش شده بودند، تجلی مییافت. اینکه آن بزرگ برای بازگشت به مخالفان فرصتهای متوالی میدادند، دقیقاً همان عدالت رحیمانه بود؛ عدالتی که نمیخواست کسی را در تنگنای ناامیدی قرار دهد. این رویکرد را میتوان «سخاوتمندی سیاسی» نامید. در سیره امام علی (ع)، عدالت هرگز خشک و مکانیکی نبود، بلکه همواره با رحمت گره خورده بود. ایشان میفرمودند: در رفتار با مردم، حتی در مقام مجازات باید چنان رفق کرد که عدالت بوی انتقام ندهد. رهبری نیز در بازخوانی این سیره، مفهوم قدرت را از «سلطه» به «خدمت» تغییر دادند. در واقع، مدارای ایشان با کسانی که لغزیده بودند، تکرار همان سخاوت علوی بود؛ سخاوتی که در آن، رهبر نه تنها مال و مقام، بلکه بخشایش و فرصت را به مخالفان میبخشد.
اگر به بیانات رهبری در مواجهه با منتقدان یا لغزشهای برخی چهرههای سیاسی بنگریم، این اصل را عیان میبینیم. همان صبوریای که میخواهد به طرف مقابل بگوید: من تو را میبینم، نه تندی تو را! این پیوستگی سیره، نشان میدهد رهبری در مدیریت جامعه از «الگوی رحمت» پیروی میکرد؛ الگویی که در آن، بخشش، والاترین شکل عدالت است. هم در سیره پیامبر و هم در سیره امامعلی و اکنون در رهبری، رفق هرگز به معنای «سادگی» یا «ناآگاهی» نیست، بلکه «رفق بصیرت» است. یعنی رهبر میداند که دشمن کیست و کجا باید قاطع باشد، اما همزمان میداند که باید به هر انسانی، فرصت بازگشت و نجات داد. این توازن میان «قاطعیت در اصل» و «رفق در برخورد»، همان میراثی است که از پیامبر و علی به رهبری رسید و ازسوی ایشان در مدیریت بحرانهای داخلی به کار گرفته شد.
