مقایسه عملکرد شهید امیرعبداللهیان با دیگر وزرای امور خارجه ایران نشان میدهد، او در شرایط بسیار دشوار، توانست تراز و جایگاه وزارت خارجه را ارتقا دهد و نقش مهمی در تقویت سیاست همسایگی، توسعه روابط منطقهای و حفظ ارتباط با قدرتهای جهانی ایفا کند. او با رویکرد متوازن، هم به دیپلماسی رسمی و هم به دیپلماسی میدانی توجه داشت و در بحرانهای مختلف مانند جنگ غزه، قفقاز، افغانستان و روابط با کشورهای عربی و همسایه، با تدبیر و هوشمندی عمل کرد
جوان آنلاین: به حق گفتهاند اگر حسین امیرعبداللهیان یک دیپلمات نبود، یک مبارز در عرصههای جنگ نظیر فرمانده شهید قاسم سلیمانی میشد. او دیپلماتی مجاهد بود که تمامی محافل فرماندهی جبهههای مقاومت از لبنان گرفته تا سوریه، عراق، یمن و فلسطین او را میشناختند. شهید امیرعبداللهیان همواره بین کشورهای مختلف اسلامی و بینالمللی تردد داشت و هیچ خستگی به خود راه نمیداد و تمامی پتانسیلها را برای توقف جنگ و تجاوز به غزه و نسلکشی مردم این کشور از سوی صهیونیستها و تروریستهای جهانی، بسیج میکرد. به جرئت میتوان گفت: «امیرعبداللهیان، قاسم سلیمانی ِعرصه دیپلماسی است.» در ۳۰اردیبهشت ۱۴۰۳، امیرعبداللهیان به همراه سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور در مراسم افتتاح یک سد در شمالغربی کشور (ورزقان) حضور یافته بود که در بازگشت از این محل بالگرد حامل رئیسجمهور و هیئت همراه دچار سانحه شد و همه سرنشینان بالگرد به شهادت رسیدند. برای مرور خلقیات شهید حسین امیرعبداللهیان با یکی از دوستانش سیدمحمد دستغیب، دیپلمات سابق و رئیس و بنیانگذار انجمن دوستی ایران و آفریقا، همکلام شدیم.
«انجمن دوستی آفریقا و ایران»
در حال حاضر من علاوه بر اینکه رئیس انجمن دوستی ایران و آفریقا هستم، نماینده رسمی انجمن آفریقا–ایران در ایران نیز میباشم.
در سال ۱۳۹۱، گروهی از هواداران جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، بهویژه در کشورهای آفریقایی، فعالیت خود را آغاز کردند و طی پنج سال موفق شدند، در کشور ساحل عاج یک سازمان مردمنهاد بینالمللی با نام «انجمن دوستی آفریقا و ایران» تأسیس کنند. این انجمن از سوی خود آفریقاییها راهاندازی شد و در کشور ساحل عاج به ثبت رسید. فعالیتهای این انجمن مورد استقبال و تشویق وزارت خارجه ساحل عاج قرار گرفت و آنها بهصورت رسمی و کتبی از این اقدام قدردانی کردند و برای اعضای انجمن آرزوی موفقیت داشتند. این انجمن توانسته است با ایجاد نمایندگی در کشورهای مختلف آفریقایی مانند، کنیا، توگو، کامرون، نیجر، جمهوری دموکراتیک کنگو و… حضور خود را در قاره آفریقا گسترش دهد و نقش مهمی در تقویت روابط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی میان ایران و کشورهای آفریقایی ایفا کند. یکی از ویژگیهای مهم این انجمن این است که کاملاً غیرسیاسی و غیردولتی است و در حوزههای علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فعالیت میکند. هدف ما ایجاد بستر مناسب برای همکاری و ارتباط فعالان اقتصادی و فرهنگی بین ملت ایران و ملتهای آفریقاست تا زمینه تعامل و توسعه روابط مردمی و اقتصادی میان دو طرف فراهم شود.
حسرت برای جبهه
آشنایی من با آقای امیرعبداللهیان به سالهایی برمیگردد که در بسیج وزارت خارجه فعالیت داشتم و جانشین فرمانده بسیج وزارت خارجه بودم. آن زمان گاهی افرادی را از میان کارکنان وزارت خارجه برای اعزام به جبهه معرفی میکردیم و من هم با فرماندهان سپاه و بسیج در جبههها ارتباط داشتم و آشناییهایی از همان زمان شکل گرفت. من دو مرتبه با آقای امیرعبداللهیان برخورد داشتم. یک بار زمانی که هنوز وارد وزارت خارجه نشده بود و یک بار دیگر که گروهی از خبرنگاران را به جبهه برده بودم. یکی از خبرنگاران درباره جهاد و مقاومت رزمندگان سؤالی پرسید و من برایش توضیح دادم. سالها بعد، یک روز در نمازخانه وزارت خارجه ایشان را دیدم و خاطره آن روز را برایش تعریف کردم. آقای امیرعبداللهیان با حسرت فراوان از دوران جبهه یاد کرد و افسوس آن روزها را خورد. بعدها هم که ایشان وارد وزارت خارجه شد، همکاری و آشنایی ما ادامه پیدا کرد. در یکی از اجلاسها، زمانی که آقای امیرعبداللهیان معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه بودند، درباره جایگاه شهدا و فعالیتهای فعلی گلایهای مطرح کردم و گفتم: «شهدا کجا هستند و ما کجا هستیم؟» ایشان همان لحظه برگشتند، من را صدا کردند و پس از سلام و احوالپرسی گفتم: «همه مثل شما کار نمیکنند، همه را مثل خودت نبین!» بعد از بازگشتم به ایران، به این فکر کردم ارزش کارها به این است که برخی افراد کارشان را بهخوبی انجام میدهند و برخی دیگر نه و من نمیتوانم شعارهای اصلاحطلبانه را قبول کنم. آقای امیرعبداللهیان پرسیدند: «الان چه میکنی؟» گفتم: «کارشناس ارشد اداره اقتصادی هستم و کار انجمن دوستی ایران و آفریقا را انجام میدهم.» ایشان با مهربانی دست به بازوی من زدند و گفتند: «برو، خداقوت!» همین تشویق کوتاه برای من کافی بود و باعث شد انگیزه بیشتری برای ادامه کارم پیدا کنم. آقای امیرعبداللهیان به حرفهایش ایمان داشت و همین ایمان باعث اثرگذاری او بود. این جمله ساده او، مشوق بزرگی برای من شد تا راهی را که تازه شروع کرده بودم، با انگیزه بیشتری ادامه دهم.
شهید کمال کورسل
شهید کمال کورسل یکی از دوستان من و از رفقای شهید عبداللهیان بود. زمانی که در پاریس بودیم، او تازه مسلمان شده بود و به خانه ما رفتوآمد داشت. بعد از اینکه من به ایران آمدم، او هم به ایران آمد و به قم رفت و مشغول تحصیل شد و زبان فارسی را هم خیلیخوب یاد گرفت. کمال چند جلد از کتابهای شهید مطهری را به زبان فرانسه ترجمه کرد و سرانجام در عملیات مرصاد به دست منافقین به شهادت رسید. بچههای ما به او عمو میگفتند. ما شاید عددی نبودیم، اما کمال تحتتأثیر افرادی مثل شهید سلیمانی و شهید عبداللهیان که هر دو از بچههای جبهه و جنگ بودند، قرار گرفت. کار دلی همیشه اثر خودش را میگذارد.
میخواهم بگویم ما عددی نبودیم، اما شهید کورسل و شهید عبداللهیان هر دو انسانهای اثرگذاری بودند. حضور و فعالیتهای آنها، چه در عرصه فرهنگی و چه در میدان جهاد، الهامبخش و ماندگار شد. اثرگذاری این افراد فراتر از جایگاه و عنوان بود و نمونهای از ایمان و اخلاص واقعی است.
