09 مرداد 1400 – 5:39
پرداختن به اقتصاد بحرانزده کشور و معیشت پرتنگنای مردم، مهمترین کار دولت است. مصاف در این میدان، تنها از اقتصاددانان مجربی بر میآید که به ویژگیهای مخرب مدل تحمیلی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی تحتِ نام تعدیل اقتصادی واقف باشند
یک سال و نیم پیش، ناگهان سروکله کرونا پیدا شد. بحران واگیرِ جانگیر جهانگیر و بحرانهای تبعی بسیار سخت اقتصادی و اجتماعی آن، همچون زلزلهای در علم اقتصاد سرمایهداری نئولیبرال عمل کرد: بسیاری از نظریات رشدمحور فرو ریخت یا به طرز خطرناکی ترک خورده است. دانشمندان اقتصادی بسیاری، سراسیمه، ولی راه¬جویانه، از ساختمانهای در حال ریزش نظریات اقتصاد نئوکلاسیک دور میشوند. کرونا که جان میلیونها انسان را و نان صدها میلیون انسان دیگر را گرفته است، از لحاظ آشکارسازی عیوب جامعه بشری و زمینهسازی درک نسبتاً همگانی از ضرورت پرهیز از اصالت دادن به حداکثر سازی سود و مطلوبیت و اصیل شمردن عدالت، اخلاق، تفاهم و همکاری درون کشوری و بین کشوری در کنار تولید ثروت و کسب سود، خوشیمن بوده است. اکنون، این بحران فرصتی تاریخی برای نجات انسان و زمین شمرده میشود. حالا دیگر، قاطبه اقتصاددانان با استفاده از کلماتی مانند Reset, Rebuilding, Reorder, Reconstruction, Reimagination, Reshaping Rearrangment از تجدیدنظر بنیانی در نظام سرمایهداری سخن میگویند. تلاش برای تبدیل سرمایهداری مبتنی بر سهامداران (Shareholders Capitalism) به سرمایهداری مبتنی بر شراکت ذینفعان (Stakeholders Capitalism) در دستور کار است. ذینفعان یعنی همۀ دسته های مؤثر بر، و متأثر از، فرایند تولید و مصرف: عرضهکنندگان مواد اولیه، کارگران، مدیران، سهامداران، زنجیره عرضه محصول، مشتری، بالاخره طبیعت! امروز ندای تحولخواهی از معابد نظام سرمایهداری (IMF, WB, WTO, WEF,…) به گوش میرسد و مجمع جهانی اقتصاد، اجلاس داووس (بزرگترین کانون همنشینی ثروت و قدرت) دارد به پشتِیبانی جریان اقتصاد منصفانه برخواسته. این تحولات شگرف، امیدی منطقی و واقع بینانه را برانگیخته است، تا اقتصاد سودمحور و لذت¬پرست؛ که حرث و نسل را به نابودی سوق میدهد دیگر جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد نباشد و جای حود را به اقتصادی منصفانه، متمایل به برابری، فراگیر و سبز، به عنوانِ جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد واگذارد.
