انگار داعشی‌ها همسرم را به شهادت رسانده بودند!

چگونگی شهادت شهدای پمپ بنزین شهید بابایی استان قزوین مانند روز عاشورا بود و بسیجی‌ها را به بدترین شکل ممکن به شهادت رسانده بودند. بیشتر صدمات با غافلگیری از پشت و زدن ضربات متعدد به سر و صورت و با استفاده از تبر، قمه، شمشیر و چاقو صورت گرفته بود. اغتشاشگر‌ها مثل داعش رفتار کرده بودند

چگونگی شهادت شهدای پمپ بنزین شهید بابایی استان قزوین مانند روز عاشورا بود و بسیجی‌ها را به بدترین شکل ممکن به شهادت رسانده بودند. بیشتر صدمات با غافلگیری از پشت و زدن ضربات متعدد به سر و صورت و با استفاده از تبر، قمه، شمشیر و چاقو صورت گرفته بود. اغتشاشگر‌ها مثل داعش رفتار کرده بودند

جوان آنلاین: بسیجی مدافع امنیت شهید محمود عباسی از سال ۱۳۹۰ عضو گردان یکم امام حسین (ع) قزوین بود. این شهید گرانقدر در همه کار‌های مسجد داوطلبانه کمک می‌کرد. محمود پس از سال‌ها خدمت خالصانه در پی اغتشاشات ۱۸ دی‌ماه از سوی تروریست‌های وابسته به امریکا و رژیم‌صهیونیستی در پمپ بنزین شهید بابایی قزوین با ضربات سنگین قمه و دشنه از پشت سر به شهادت رسید. در آن حادثه چند بسیجی دیگر نیز شهید شدند. پیکر پاک شهید عباسی بعد از تشییع باشکوه در گلزار شهدای شهرک مدرس بخش شال شهرستان بوئین‌زهرا آرام گرفت. برای مرور خاطرات و زندگی این شهید مدافع امنیت با مرضیه کشاورز، همسر شهید عباسی که خواهر شهید حجت‌الله کشاورز و روایتگر حوزه ایثار و شهادت است به گفت‌و‌گو نشستیم. 

شما هم خواهر شهید هستید و هم همسر شهید، برادرتان چه زمانی به شهادت رسید؟
برادرم شهید دفاع مقدس هستند که در عملیات مرصاد و پنجم مرداد سال ۱۳۶۷ به شهادت رسیدند. آن زمان من سن کمی داشتم که برادرم شهید شد. بعد‌ها با همسرم، شهید محمود عباسی آشنا شدم و ایشان هم که قسمتش شهادت بود. آقا محمود متولد اول مهر ۱۳۵۷ در یک خانواده روستایی و کاملاً مذهبی بود. پدرش بهرامعلی بنا بود و مادرش حوریه خانم خانه‌دار بودند. پدر شهید دارای هفت فرزند (چهار پسر و سه دختر) هستند. شهید فرزند ششم خانواده بود. دوران کودکی و دوران ابتدایی و دبیرستان را در همان شهرک مدرس بخش شال شهرستان بوئین‌زهرا گذراند. بعد از گرفتن دیپلم در رشته علوم انسانی برای خدمت سربازی اقدام کرد و بعد از پایان سربازی در بازار قزوین در یک مغازه پارچه‌فروشی مشغول کار شد. 

چه سالی با شهید عباسی ازدواج کردید؟
آقا محمود در سال ۱۳۸۰ قبل از ماه مبارک رمضان به والدین‌شان گفته بود که قصد ازدواج دارد. به پیشنهاد خانواده با ما که از اقوام دور و در تهران زندگی می‌کردیم بیشتر آشنا شدند. بعد از مراسم خواستگاری در شب نیمه ماه مبارک رمضان باهم دیدار و صحبت کردیم. در روز عید فطر هم قرار بله‌برون را گذاشتیم. در اول دی‌ماه ۱۳۸۰ مراسم بله‌برون انجام شد و در ۱۴ دی‌ماه ۱۳۸۰ مراسم عقدکنان گرفتیم و در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۸۰ همسرم در آزمون استخدامی بانک انصار پذیرفته و به عنوان کارمند بانک سپه شعبه شهید بابایی قزوین مشغول کار شد. نهایتاً در ۳۱ شهریور سال ۱۳۸۱ مصادف با ۱۳رجب و شب میلاد امیرالمؤمنین امام علی (ع) رسماً زندگی مشترک‌مان را آغاز کردیم. 

 از شهید چند فرزند به یادگار دارید؟
خدا به ما دو فرزند داد؛ دهم دی ۱۳۸۲ اولین فرزند شهید به دنیا آمد و نامش را مهدی گذاشتیم. در هفتم دی‌ماه ۱۳۸۸ هم فرزند دوم‌مان محمد به دنیا آمد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *