15 شهریور 1402 – 07:36
پاییز سال 98 زن جوانی به پلیس آگاهی رودهن رفت و مدعی شد خواهر 30 سالهاش ناپدید شده است.

به گزارش سیتنا، وی در تشریح ماجرا گفت: ما چهار خواهر اهل یکی از شهرستانهای خراسان شمالی هستیم که پدر و مادرمان را چند سال قبل از دست دادیم. خواهر کوچکم به نام مرجان مدتی قبل با مردی آشنا شد که همسرش را طلاق داده بود و یک فرزند کوچک هم داشت. مرد جوان او را به عقد موقت خودش در آورد و با هم به خانهای حوالی رودهن آمدند تا اینکه متوجه شدیم آنها با هم اختلاف دارند. خواهرم میگفت شوهرش مرد خسیسی است و به او پول نمیدهد. بعد از مدتی هم از او شکایت کرد و حتی حکم جلبش را گرفت. اما در همین گیر و دار خواهرم ناپدید شد حالا ما به شوهرش ظنین هستیم اما او میگوید از خواهرم خبر ندارد.
پس از این شکایت، بررسیها آغاز شد و مأموران به سراغ شوهر مرجان رفتند اما او مدعی شد از زن جوان خبری ندارد. با این حال مأموران در بررسیهای میدانی دریافتند آخرین بار مرد جوان همه خانه دوستم رفتم و ماشینش را قرض گرفتم تا کمی بگردم و حال و هوایم عوض شود. صبح روز بعد هم ماشین را به دوستم برگرداندم. من اصلاً همسرم را ندیدم و از نحوه کشته شدن او اطلاعی ندارم.
قاضی گفت: تو در اداره آگاهی به قتل همسرت اعتراف کردی و حتی صحنه قتل را هم بازسازی کردی؟
متهم پاسخ داد: من تحت فشار روانی و برای خلاصی از بازداشتگاه، قتل را گردن گرفتم. به من گفته بودند جسد در حوالی آبعلی پیدا شده و من به همین خاطر مأموران را به آنجا بردم.
قاضی: اما آخرین بار تو را دیدهاند که با همسرت سوار خودرو شده بودی.
متهم: کسانی که این ادعا را کردهاند خواهران و خواهرزادههای همسرم بودند که من شهادت آنها را قبول ندارم چون دروغ میگویند.
قضات بعد از پایان جلسه وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.
انتهای پیام
