عباس پورخصالیان – 30 سال پیش وقتی که اینترنت برای استفادۀ عموم کاربران آزاد شد، بنا بود سیستم عامل سیاست جهان برای ایجاد منطقهای آزاد در خدمت انواع بهره برداریها و بهرهمندیها باشد. اما دولتهای بسیاری برای کنترل ارتباطات اینترنتی، اقدام کردند و با وسواس، دقت و کفایت، زمام سانسور و کنترل آن را به دست گرفتند.
در آغاز نخستین دهۀ هزارۀ سوم، کمتر کسی در جهان اینترنت از مشکلات پالایهگذاری فنی محتوا، مسدودسازی وبگاهها، محدودسازی پهنای باند و مهندسی دسترسی به عنوان شگردهای ایذایی و آزارنده آگاه بود؛ تا این که برخی از سازمانهای مدافع ِحق ِجریان ِآزاد اطلاعات، شماری از شرکتهای نرم افزاری و برخی از دولتها را متهم به تبعیض و ایجاد مانع برای دسترسی آزاد مردم به اینترنت کردند. ولی این سازمانهای حقوق بشری، ادله اندکی برای اثبات اتهام خود در دست داشتند و دانش تجربی مطلوبی نیز از گسترۀ موضوعیِ موانع ایجاد شده برای دسترسی مردم به اینترنت نداشتند.
بالاخره در سال 2003 گروهی از دانشپژوهان دانشگاههای تورنتو، هاروارد و کمبریج (آکسفورد نیز بعداً به این جمع پیوست) گردهم آمدند تا تحقیقات ِ سامانمندی را از چیستی و چگونگی ممیزی و نظارت جهانگستر بر اینترنت شروع کنند.
