به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، روح الله احمدزاده کرمانی عضو هیات علمی دانشگاه طی یادداشتی نوشت: هگل، فیلسوف آلمانی میگوید از تاریخ میآموزیم که از تاریخ نمیآموزیم. تاریخ بزرگترین شاهد شکوه و شکست ملت هاست. آنچه که سبب خطای تاریخی ممکن است بشود پدیده معاصرت یاهم عصری بارخدادهای مهم است. گاهی افرادی یا حتی ملتی به جهت هم عصری باوقایعی ممکن است دچارحجاب تاریخی معاصرت گردند.
این زمان است که باید از تاریخ بیاموزیم. اکنون که به تاریخ پایان صفوی مینگریم یا دوره قاجار یا پهلوی، انبوهی از رخدادهایی در دل صفحات تاریخ سوسو میزند که وجدان هر ایرانی را به درد میآورد. مانند انتزاع قندهار و هرات و گرجستان و آذربایجان در دوره شاه سلطان حسین صفوی یا عهدنامه ۱۸۱۳ گلستان و ۱۸۲۸ ترکمنچای دردوره قاجاریا انتزاع بحرین در سال ۱۳۵۰ در دوره پهلوی. کما این که در لابه لای صفحات تاریخ، دورهها و وقایعی یادآور شکوه ملی ایرانیان است مانند اخراج سلوکیان از ایران به دست اشکانیان یا مقاومت ملی ایرانیان در برابر حمله اعراب اموی یا نهضت سربداران در برابر مغولان و نهضت جنگل یا نهضت جنوب به رهبری رئیس علی دلواری در برابر استعمارگران انگلیسی.
به نظرمی رسد در برآیندگیری تاریخی از کل ادوار گذشته یک ایده مرکزی، هسته اصلی امتداد تمدنی و سرزمینی ایران را شکل میدهد و آن «ایده استقلال ملی» است. شواهد تاریخی نشان میدهد در فاصله چهار قرن (۱۵ تا ۱۹ میلادی) بالغ بر ۹۵ درصد جهان مستعمره غرب بوده است ولی ایران جزو معدود کشورهایی است که هیچ گاه مستعمره غرب نشد. حتی چین در قرن نوزدهم با تحمل شکست در برابر انگلیسیها در جنگهای موسوم به جنگ تریاک، مجبور به امضای پروتکلها و اعطای امتیازات بزرگی به غرب شد. ازجمله واگذاری ۹۹ ساله شهر بندری هنگ کنگ به بریتانیا و در خود چین در قرن ۱۹ را قرن تحقیر ملی چینی مینامند، اما در همین دوره ایران هیچ گاه تبدیل به مستعمره غرب نشد و استقلال ملی از بین نرفت.
