به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، نظریهپردازانی، چون «سندیو هیرا» معتقدند استعمار در مراحل پیشرفته خود حتی «خدا و دین» را نیز مستعمره میکند تا از آنها آیینی برای سلطه بسازد. در این چارچوب، انقلاب اسلامی ایران پیش از آنکه انقلابی علیه یک رژیم سیاسی باشد، انقلابی علیه «استعمار ذهنی و مجازی» بود. امام خمینی (ره) با دمیدن روح خودباوری، بیداری ملی را از لایههای زیرین ناخودآگاه جامعه به سطح خودآگاهی آورد. این هجرت عظیم، ایران را از بنبست «توسعه وابسته» خارج کرد و الگویی برای بیداری منطقهای و جهانی شد که در آن، ملتها دیگر خود را «پیرامونِ» مرکزیت غرب تعریف نمیکنند.
شکست ماشین «خونشویی» فرهنگی و هژمونی خشونت
ادوارد سعید در «شرقشناسی» به درستی اشاره میکند که غرب از طریق روایت و رمان، دست به «خونشویی» میزند تا جنایات تاریخی خود در آفریقا، هند و فیلیپین را پشت نقاب حقوق بشر پنهان کند. هدف این ساختار، تسخیر ناخودآگاه ملی کشورهاست؛ جایی که نوآوری تعطیل و پذیرش سلطه، خودکار میشود. انقلاب اسلامی با افشای این دیستوپیا (ویرانشهر) غربی، نشان داد که استعمار قبل از غارت منابع سرزمینی، باید «ذهن بازنده» تولید کند. مالک بن نبی این پدیده را «قابلیت استعمار» مینامد. ملت ایران با ایستادگی در برابر این فرآیند، اجازه نداد سرزمینش به زمین سوخته چپاول تبدیل شود و با شکستن اتمسفر «ترس و تحقیر»، خودآگاهی ملی را جایگزین نظامواره استعماری کرد.
