۱۴:۴۵ – ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
اومانیسم غربی با شعار اصالت انسان، وعده آزادی داد؛ اما در عمل به فردگرایی افراطی، نسبیگرایی اخلاقی و تقدسزدایی از زندگی انجامید.
باشگاه خبرنگاران جوان – اومانیسم یا انسانمحوری، شالودهی فرهنگ و فلسفهی غرب پس از رنسانس است. این مکتب با نهادن انسان در مرکز تأملات خود، وعده داد که انسان را از قید سنت و دین رها کرده و به او اصالت میبخشد. اما آنچه در عمل رخ داد، نه تعالی انسان که اسارت او در چنبرهی خودخواهی و لذتگرایی بود. اومانیسم در قرائت سکولار و فردگرای خود، به تدریج همهی ارزشهای فراانسانی را به حاشیه راند و انسان را به معیار مطلق خوبی و بدی تبدیل کرد. نتیجه چیست؟ بحران معنا، فروپاشی خانواده، نسبیگرایی اخلاقی و تقدسزدایی از حیات انسانی.
نسبیگرایی اخلاقی؛ وقتی خوب و بد رنگ میبازد
یکی از پیامدهای بنیادین اومانیسم سکولار، حذف دین از ساحت اخلاق است. در این نگاه، اصول اخلاقی باید تنها بر مبنای حیات این جهان و رفاه اجتماعی تعیین شود و دین هیچ مرجعیتی ندارد. برنارد ماندویل، فیلسوف اخلاق سکولار، در کتاب «افسانه زنبوران» به جرأت اعلام کرد که فضائل اخلاقیِ برگرفته از ادیان، رذائل هستند و بالعکس. نتیجه، نسبیگرایی اخلاقی است؛ جایی که دیگر هیچ «خوب» و «بد» مطلقی وجود ندارد.
