ما در مسیر درک و ارتباط خود با هوش مصنوعی متاسفانه در دام بزرگی گرفتار شدهایم: فرض یک سری ویژگیهای انسانی برای این سیستمهای اساسا غیرانسانی. این سبک از انسانانگاری هوش مصنوعی از یک تغییر فکر بیضرر درمورد ماهیت انسان فراتر رفته است و در حال تبدیل شدن به گرایش خطرناکی است که شاید به طرق اساسی بر قضاوت ما تاثیر بگذارد. رهبران انسانی یادگیری هوش مصنوعی را با آموزش انسانی قیاس میکنند تا فعالیتهای آموزشی را برای قانونگذاری توجیه کنند که در حال سیاستگذاری براساس قیاسهای ناقص انسان-AI هستند. تمایل به انساننمایی هوش مصنوعی شاید شکل نادرستی به تصمیمات اساسی در صنایع و چارچوبهای رگولاتوری بدهد.
به گزارش پیوست، نگاهی از لنز تجاری به هوش مصنوعی باعث شده است تا شرکتها توانمندیهای هوش مصنوعی را بیش از حد تصور کنند یا نیاز نظارت انسانی را حتی با وجود برخی از پیامدهای پرهزینه، دست کم بگیرند. این موضوع به ویژه در بحث قوانین حق نشر یا کپیرایت اهمیت زیادی دارد، جایی که تفکر انسانانگاری به قیاسهای مشکلسازی بین یادگیری انسان و آموزش هوش مصنوعی منتهی میشود.
آنچه مطالعه میکنید ترجمهای از مقاله ونچربیت در بحث انسانانگاری هوش مصنوعی است که به تفاوتهای اصلی کارکرد هوش مصنوعی با ذهن انسان و برداشتهای اشتباه در این حوزه میپردازد.
