هفته وحدت، تنها سرآغاز یک مناسبت ساده و زودگذر نیست و نباید آن را یادبود یک یادکردِ تاریخی و متداول فرض کنیم.
هفته وحدت، تنها سرآغاز یک مناسبت ساده و زودگذر نیست و نباید آن را یادبود یک یادکردِ تاریخی و متداول فرض کنیم. هفته وحدت، فرصتی برای بازخوانی یک اندیشه جاری در حیات مسلمانان است؛ اندیشهای که بقای امت به آن گره خورده و عدول از آرمانها و اصول راهبردیاش میتواند عواقبی سخت و سنگین برای همه مسلمانان داشته باشد. توجه و تعمق درباره «وحدت اسلامی»، اهتمام به تقویت عناصر بقای جامعه اسلامی است. در دو قرن گذشته، اختلافات فرقهای یکی از اساسیترین دستاویزهای استعمارگران کهنه و نو، برای درهم کوبیدن اقتدار مسلمانان و ممانعت از شکل گرفتن قدرتی بوده که در نهاد اندیشه اسلامی نهفته است. به همین دلیل، برجستهترین نخبگان جهان اسلام، طی ۲۰۰ سال گذشته، همه توانمندی و آبروی خود را برای احیای این امر در میان مسلمین، به میدان آوردهاند؛ از سیدجمالالدین اسدآبادی تا رهبر شهید، همه آنان که پا در مسیر پیچیده و دشوار تقریب گذاشتند، آرزویی جز اعتلای اسلام و بازگرداندن عظمت به جامعه اسلامی در سر نپروراندند. آنچه در این نوشتار در پی بیان آن هستیم، بازخوانی صرف شکلگیری و پیشرفت اندیشه تقریب و تلاش برای تحقق «وحدت اسلامی» نیست؛ این بازخوانی، مقدمهای برای شناخت جایگاه امروز ما در این مسیر مهم و راهبردی است؛ شناخت مسئولیتی که بر دوش جوانان مسلمان امروز، اعم از شیعه و اهلسنت قرار دارد.
