تبديل انديشه شهيد آيتالله العظمي سيدعلي خامنهاي به يك فرهنگ ماندگار تنها با «انتخابهاي كوچك اما پيوسته» در زندگي روزمره ممكن است. با تكرار رفتارهايي مثل گفتوگو، گذشت، مسئوليتپذيري و سادهزيستي به جاي مصرفزدگي در خانه، به واقع بخشي از منظومه فكري امام شهيد در زندگي جاري ميشود. از همين مسير است كه توصيههاي ايشان از سطح انديشه فراتر رفته و به يك سبك زندگي تبديل ميشود؛ سبكي كه به تدريج نه فقط خانواده، بلكه جامعه را نيز در مسير تربيت انسانهاي مؤمن، مسئول و اثرگذار قرار ميدهد
جوان آنلاین: شهادت حضرت آيتالله العظمي سيدعلي خامنهاي، اگرچه ضايعهاي بزرگ براي جهان اسلام است، اما انديشه و سيره ايشان همچنان چراغ راهي است كه ميتواند مسير آينده جامعه را روشن نگه دارد. در ميان ميراث گرانسنگ فكري ايشان، خانواده جايگاهي ممتاز دارد، نهادي كه از نگاه امام شهيد، فقط محل زندگي مشترك نيست، بلكه نخستين مدرسه انسانسازي، خاستگاه تربيت نسل مؤمن و مسئوليتپذير و نقطه آغاز شكلگيري جامعه اسلامي و تمدن نوين اسلامي است. امروز، بيش از هر زمان ديگر، پاسداشت اين ميراث، نه در تكرار نامها و برگزاري آيينها، بلكه در جاري ساختن اين انديشه در متن زندگي خانوادهها معنا پيدا ميكند. گفتوگوي پيشرو با نگاهي به مباني فكري و سيره شهيد آيتالله العظمي سيدعلي خامنهاي نشان ميدهد چگونه خانوادهها ميتوانند با عمل به اين آموزهها، راه امام شهيد را در زندگي امروز ادامه دهند و سهم خود را در ساختن جامعهاي اسلامي و زمينهسازي براي تمدن نوين اسلامي ايفا كنند.
حجتالاسلام والمسلمين، مهدي دولابي، كارشناس مسائل مذهبی بر همين نكته تأكيد ميكند و ميگويد: «بهترين راه زنده نگه داشتن انديشه بزرگان، تنها سخن گفتن از آنان يا برگزاري مراسم بزرگداشت نيست، بلكه زماني ميتوان گفت راه آنان ادامه يافته است كه آموزهها و ارزشهايشان در رفتار، روابط خانوادگي و سبك زندگي ما جلوهگر شود.»
متن زير ماحصل گفتوگوي «جوان» با وي است كه پيشرو داريد.
در انديشه شهيد آيتالله العظمي سيدعلي خامنهاي خانواده چه جايگاهي دارد؟
خانواده در انديشه امام شهيدمان، صرفاً يك نهاد اجتماعي يا محل زندگي چند نفر در كنار يكديگر نيست، بلكه نخستين بستر شكلگيري شخصيت انسان و زيربناي سلامت و پيشرفت جامعه است. به همين دليل، ايشان خانواده را مهمترين كانون تربيت ميدانند و بارها بر نقش تعيينكننده آن در آينده هر ملت تأكيد كردهاند. آنچه انسان در سالهاي نخست زندگي ميآموزد، بيش از هر محيط ديگري در خانواده شكل ميگيرد. ايمان، اخلاق، احساس مسئوليت، احترام به ديگران، روحيه همكاري و حتي شيوه مواجهه با دشواريهاي زندگي، نخستين بار در فضاي خانه تجربه ميشود و همين تجربهها شخصيت آينده انسان را ميسازد. از نگاه ايشان، رسالت خانواده تنها تأمين آسايش يا رفع نيازهاي مادي و عاطفي نيست. خانواده بايد محيطي باشد كه انسان در آن رشد كند، ارزشهاي الهي را بياموزد و براي حضور مسئولانه در جامعه آماده شود. هرچه اين بستر سالمتر و مستحكمتر باشد، جامعه نيز از آسيبهاي اخلاقي و فرهنگي فاصله خواهد گرفت. بر همين اساس، امام شهيد همواره اصلاح جامعه را از اصلاح خانواده ميدانستند، زيرا باور دارند جامعه سالم، محصول خانوادههاي سالم است و بدون استحكام اين نهاد، دستيابي به پيشرفت حقيقي و تمدن اسلامي امكانپذير نخواهد بود.
اين نگاه چه تفاوتي با نگاههاي رايج در دنياي امروز دارد؟
تفاوت اصلي در نوع نگاه به فلسفه تشكيل خانواده است. در بسياري از ديدگاههاي رايج، خانواده بيش از هر چيز بر رضايت فردي و تأمين خواستههاي شخصي استوار است، بنابراين اگر اين رضايت كمرنگ شود، اصل خانواده نيز متزلزل خواهد شد، اما در انديشه امام شهيد، خانواده يك پيمان الهي و مسئوليتي مشترك است. پيوندي كه بر تعهد، وفاداري، گذشت و مسئوليتپذيري استوار ميشود. در چنين نگاهي، زندگي مشترك تنها همزيستي دو نفر نيست، بلكه فرصتي براي رشد، آرامش و تربيت نسل آينده است.
محبت نيز در اين منظومه فكري، صرفاً يك احساس زودگذر نيست. محبت زماني معنا پيدا ميكند كه در احترام متقابل، همكاري، فداكاري و پايبندي به حقوق يكديگر نمود پيدا كند. همين نگاه، خانواده را از يك رابطه صرفاً شخصي فراتر ميبرد و آن را به مهمترين نهاد انسانساز و جامعهساز تبديل ميكند.
اين نهاد اجتماعي از نظر امام شهيد چه نقشي در تربيت فرزنداني مؤمن، مسئوليتپذير و بااخلاق دارد؟
همانطور كه اشاره شد، پيش از آنكه كودك وارد مدرسه يا جامعه شود، شخصيت او در محيط خانه شكل ميگيرد و بسياري از باورها و رفتارهايش در همين سالهاي نخست پايهريزي ميشود. امام شهيد نيز همواره تأكيد داشتند، تربيت، بيش از آنكه با نصيحت انجام شود، با رفتار شكل ميگيرد. فرزند، پيش از آنكه شنونده سخنان پدر و مادر باشد، رفتار آنان را ميبيند و همان را الگوي زندگي خود قرار ميدهد. صداقت، انصاف، نظم، احترام، قناعت، مسئوليتشناسي و پايبندي به ارزشهاي ديني، زماني در وجود فرزند ريشه ميدواند كه در رفتار روزمره والدين جلوه داشته باشد. از سوي ديگر، فضاي عاطفي خانواده نيز نقش تعيينكنندهاي در تربيت دارد. خانهاي كه در آن آرامش، محبت، گفتوگو و احترام حاكم باشد، زمينه رشد متعادل شخصيت فرزند را فراهم ميكند. در مقابل، بسياري از ناهنجاريهاي رفتاري و اخلاقي، ريشه در روابط ناسالم خانوادگي دارد. به همين دليل، امام شهيد بيش از هر چيز بر الگو بودن پدر و مادر تأكيد ميكردند. به باور ايشان، سبك زندگي والدين، مؤثرترين ابزار تربيت است و آينده فرزندان، پيش از هر جاي ديگر، در فضاي خانواده رقم ميخورد.
