انجمنی که با استفاده از رسانه‌ها همچنان به کار خود ادامه می‌داد!

حسین علاء از رجال دوره پهلوی در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ شمسی، سفیر ایران در واشینگتن بود. او در همان دوره، انجمن ایران را در واشینگتن تأسیس کرد و بعد از برگشت به کشور و البته پس از سفر پروفسور پوپ باستان شناس امریکایی در فروردین ۱۳۰۴. ش به ایران پیشنهاد تأسیس انجمن روابط ایران و امریکا را مطرح نمود؛ پیشنهادی که با استقبال مواجه شد و مدتی بعد، این انجمن به ریـاست مـحمدعـلی فروغی کار خود را آغاز کرد

حسین علاء از رجال دوره پهلوی در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ شمسی، سفیر ایران در واشینگتن بود. او در همان دوره، انجمن ایران را در واشینگتن تأسیس کرد و بعد از برگشت به کشور و البته پس از سفر پروفسور پوپ باستان شناس امریکایی در فروردین ۱۳۰۴. ش به ایران پیشنهاد تأسیس انجمن روابط ایران و امریکا را مطرح نمود؛ پیشنهادی که با استقبال مواجه شد و مدتی بعد، این انجمن به ریـاست مـحمدعـلی فروغی کار خود را آغاز کرد

جوان آنلاین: «انجمن فرهنگی ایران و امریکا»، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های ایالات متحده امریکا برای زمینه‌سازی پیشبرد اهدافش در ایران بود. این انجمن که زیرمجموعه‌های متعددی را تحت پوشش خود داشت، شعبه‌هایی در شهر‌های مختلف کشورمان ایجاد کرده بود. تأسیس آموزشگاه‌های زبان انگلیسی، برگزاری کلاس‌های فرهنگی و هنری – که بخش مهمی از آن‌ها کلاس‌های آموزش رقص و موسیقی بود- از جمله زیرمجموعه‌های انجمن فرهنگی ایران و امریکا بود. کارکرد‌های فرهنگی این انجمن برای امریکایی‌ها اینقدر مهم بود که سند‌های قابل توجهی از فعالیت‌های آن در میان اسناد لانه جاسوسی دیده می‌شود. در مقال پی آمده، علاوه بر بیان تاریخچه مختصری از تأسیس و فعالیت انجمن فرهنگی ایران و امریکا در دوران پهلوی به بررسی اسناد مربوط به این موضوع پرداخته‌ایم. امید آنکه تاریخ پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

بهائیان و تأسیس اولین انجمن ایران و امریکا
اولین انجمن دوستی ایران و امریکا از سوی بهائیان در سال ۱۹۱۰. م (۱۲۸۹. ش) و در دوره قاجار پایه‌گذاری شد. به این شکل که مدرسه تربیت (مدرسه متعلق به بهائیان)، با ارتباط‌گیری برخی سران فرقه بهائیت با امریکایی‌ها، انجمنی را به نام «انجمن تربیتی ایران و امریکا» تأسیس کردند. این انجمن در نامه به رئیس‌جمهور امریکا از دولت وی تقاضا کرد چند معلم امریکایی برای تدریس به اطفال بهایی راهی ایران کند. امریکا هم که در آن زمان به دنبال بسط نفوذ خود در کشور‌های غرب آسیا بود، از فرصت پیش آمده کمال استفاده را برد و با فرستادن یک معلم به نام سیدنی اسپراگ به ایران، خواسته بهائیان را اجابت کرد. مأموریت اسپراگ، پذیرش مسئولیت اداره مدرسه تربیت و همچنین ریاست انجمن تربیتی ایران و امریکا بود. نماینده ایرانی‌های بهایی در این انجمن که در امریکا مستقر بود، میرزا احمدخان سهراب اصفهانی نام داشت. وی پس از مرگ شوقی افندی (رهبر سوم بهائیان)، شعبه این فرقه انگلیسی ساز را با عنوان «سهرابیان» در امریکا پایه‌گذاری کرد. این انجمن البته فقط در حد انجمن دوستی امریکا و بهائیان باقی ماند، اما زمینه نفوذ فرهنگی امریکایی‌ها را به ایران ایجاد کرد. (۱)

مأموریت ویژه پروفسور پوپ و حسین علاء
حسین علاء از رجال دوره پهلوی – که وابستگی‌اش به سفارت انگلیس و بعد‌ها امریکا و عضویتش در لژ‌های فراماسونری غیرقابل کتمان است (۲) – در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ شمسی، سفیر ایران در واشینگتن بود. او در همان دوره، انجمن ایران را در واشینگتن تأسیس کرد و بعد از برگشت به کشور و البته پس از سفر پروفسور پوپ [باستان شناس امریکایی]در فروردین ۱۳۰۴. ش به ایران، پیشنهاد تأسیس انجمن روابط ایران و امریکا را مطرح نمود؛ پیشنهادی که با استقبال مواجه شد و مدتی بعد، این انجمن به ریـاست مـحمد عـلی فروغی کار خود را آغاز‌کرد و اساسنامه آن نیز از سوی کمیسیونی تهیه شد. این انجمن، اما از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۲۱ غیر فعال بود، زیرا قاعدتاً انگلیس از فعالیت فرهنگی یک کشور استعماری دیگر در ایرانی که کاملاً تحت سلطه‌اش بود، استقبال نمی‌کرد و مخالف آن بود. یک‌سال بعد از فرار رضاشاه از ایران و اشغال ایران به وسیله متفقین، اما انجمن ایران و امریکا فعالیت مجدد خود را با ریاست حسن مـحتشم‌السـلطنه اسفندیاری و عضویت رجالی چون: حسین علاء، دکتر‌عیسی صدیق، ابوالحسن ابتهاج، علی پاشاصالح، دکتر بوریس (معاون کالج امریکایی) و… آغاز کرد. (۳) فعالیتی که به ویژه بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. ش، روز به روز گسترش بیشتری پیدا کرد تا جایی‌که امریکایی‌ها شعبات متعدد این انجمن را در شهر‌های بزرگ ایران، چون مشهد، شیراز، اصفهان و… ایجاد کرده و رسماً در سرتاسر ایران مشغول تأثیرگذاری بر فرهنگ مردم ایران و تغییر آن به سوی پذیرش فرهنگ غربی بودند. (۴)

رؤسای ایرانی انجمن و سفارت امریکا
درباریان یا عناصر غربگرایی که علاقه‌مند به پیشرفت در فضای سیاسی حکومت پهلوی بودند، انجمن ایران و امریکا را یکی از سکو‌های پرتاپ مهم برای خود تلقی می‌کردند. به همین علت رقابت عجیبی میان عناصر وابسته به دربار برای رسیدن به مقام ریاست این انجمن وجود داشت. جالب است که بخش مهمی از اسناد لانه جاسوسی به این موضوع و اظهارنظر مقامات سفارت امریکا در تهران درباره رؤسای ایرانی انجمن اختصاص دارد. به عنوان مثال در سندی که به تاریخ ۹ می‌۱۹۶۵. م (۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۴. ش) درباره منصور روحانی (وزیر کشاورزی و منابع طبیعی) و البته رئیس هیئت مدیره انجمن ایران و امریکا تنظیم شده، چنین آمده است: «روحانی که قبلاً وزیر آب و برق بود، کار خود را با وارد شدن در شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کرد. او عضو حزب حاکم ایران نوین است. روحانی فردی ساعی و ذیصلاح در رشته بودجه و بسیار خونگرم و اجتماعی است. گرچه او یک سیاستمدار نیست، ولی برای بقا در درگیری‌های درون دولت ایران، استعداد خوبی از خود نشان داده است. روحانی به عنوان دبیر و رئیس انجمن ایران و امریکا خدمت کرده و در این شغل‌ها بسیار مفید و مؤثر بوده است. او انگلیسی را به روانی تکلم می‌کند و یکی از دوستان خوب (در صورت متعادل بودن) ایالات متحده به حساب می‌آید.» (۵)
و یا در سندی که به شماره یک و در تاریخ ۹ سپتامبر ۱۹۶۷. ک (۱۸ شهریور ۱۳۴۶. ش) از سوی بخش سیاسی سفارت امریکا و به نقل قول یکی از اعضای انجمن تنظیم شده است، درباره سناتور پرویز کاظمی که داوطلب تصدی کرسی ریاست انجمن ایران و امریکا بوده، اینگونه اظهارنظر شده است: «دماغ او هنوز هم از لحاظ اینکه به ریاست انجمن ایران و امریکا انتخاب نشده، سوخته است و لیکن او در یک رأی‌گیری مخفی شکست خورده است. تنها چیزی که هست، او به رأی‌گیری مخفی اعتقاد ندارد. من از محمود ضیایی کسب اطلاع کردم که او اغلب اوقات و به مدت طولانی بعد از اینکه دیگران پی بردند که او مجالی برای کسب و افتخار ویژه‌ای ندارد، از لحاظ اصرار بر روی خود، موی دماغ این و آن می‌شود. او یک ضد کمونیست حرفه‌ای است و اگر به او بستگی داشت، رنگ سیاسی افراطی به انجمن ایران و امریکا می‌داد. مع‌ذالک او دارای حسن نیت است و باید گاه به گاه از او تعبیر و تعریف کرد.» (۶)

شعارنویسی روی در و دیوار کلاس‌های زبان انجمن!
با شروع نهضت اسلامی و آغاز بیداری و آگاهی عمومی از وضعیت بغرنج کشور و اطلاع ایشان از وابستگی شدید حکومت پهلوی به امریکا، کم‌کم اعتراض به فعالیت‌های استعماری انجمن ایران و امریکا هم پررنگ‌تر شد. به طوری‌که در اسناد ساواک، گزارش‌های متعددی درباره شعارنویسی روی دیوار‌های محل برگزاری کلاس‌های زبان انگلیسی انجمن ایران و امریکا در فاصله سال‌های ۱۳۵۱ تا پیروزی انقلاب اسلامی دیده می‌شود. بر اساس این اسناد شعار‌هایی چون: «آزادی در ایران یعنی مرگ»، «مرگ بر رستاخیز»، «رستاخیز، ملتی را به لجن کشید»، «مرگ بر شاه» و «مرگ بر امپریالیسم» از سوی مأموران ساواک بر در و دیوار‌های کلاس‌های زبان انگلیسی انجمن مشاهده و گزارش شده است. (۷) البته همین اتفاقات موجب شد تا امریکایی‌ها حساس شده و به دنبال کسب اطلاع از نگاه و اندیشه کسانی بیفتند که با انجمن ایران و امریکا مرتبط بوده و در کلاس‌های آن شرکت می‌کرده‌اند. به طور مثال در گزارش مفصلی که از سوی اس. چاپمن خطاب به جان استمپل مأمور ارشد سیاسی سفارت امریکا تهیه شده، به موضوع طرز فکر ایرانی‌ها در قبال حضور امریکایی‌ها در ایران پرداخته شده است. در این سند که به تاریخ ۱۵ مارس ۱۹۷۶ محرمانه (۲۵ اسفند ۱۳۵۴. ش) تنظیم شده، به بیان نظرات معلمان ایرانی کلاس‌های زبان می‌پردازد. در بخشی از این سند می‌خوانیم: «مدیر واحد‌های درسی با یک معلم ایرانی – که به طور نیمه وقت زبان انگلیسی تدریس می‌کنند- مصاحبه کرد. فرد مورد نظر حین مصاحبه، همکاری لازم را مبذول داشت و برایش بسیار خوشایند بود که فرصتی پیش آمده تا نظریاتش را ابراز دارد. وی گفت حضور خارجی‌ها بر زندگی او، خانواده و دوستانش تأثیر بسیار دارد. او و دوستانش نمی‌توانند آپارتمانی را با قیمتی مناسب اجاره کنند. صاحبخانه‌ها ترجیح می‌دهند که منازل خود را به خارجی‌ها اجاره دهند، چون اجاره زیادی پرداخت کرده و در یک محدوده زمانی خاصی، مکان‌ها را تخلیه می‌کنند. هنگامی که گروه‌هایی از ایرانی‌ها به کلوپ‌های شبانه و … می‌روند، مردان خارجی اغلب از دختران می‌خواهند با آن‌ها برقصند و این امر برای مردان ایرانی ناخوشایند است. وی به ذکر یک نمونه در هتل هیلتون پرداخت که در نتیجه گروه همراه وی بسیار عصبانی شدند، ولی عکس‌العمل خشونت باری از خود نشان ندادند. او از هتل اوین به عنوان یکی از این مکان‌ها یاد کرد و گفت بخشی از هتل تنها دلار را به عنوان وسیله خرید می‌پذیرد. از مرکز بولینگ نیز به عنوان یکی دیگر از این موارد یاد کرد که ایرانی‌ها باید برای ورود به آن پول بپردازند، ولی خارجی‌ها از پرداخت آن معافند، اما با کنترل قیمت‌ها این وضع تغییر کرده است. وی از انجام این اعمال، ابراز تنفر کرد. او به برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی امریکا گوش می‌دهد. در مورد تلویزیون و رادیوی نیرو‌های امریکایی احساس منفی ندارد، ولی او و دوستانش به وجود برنامه انگلیسی در تلویزیون ایران مشکوک هستند.» (۸)

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *