*دولت جمهوری اسلامی بنا به هر دلیل و مصالحی بارها با آمریکا از اواخر دولت احمدینژاد تا دولت روحانی و شهید رئیسی و پزشکیان مذاکره کرده و رهبران انقلاب هم هیچوقت اصل هر نوع مذاکرهای را حرام مطلق اعلام نکردهاند.
*ما میتوانیم، با زمان مذاکره، با اعضای تیم مذاکرهکننده و یا نحوه و روش مذاکرات، محتوا و موضوعات و ترتیبات مذاکرات، هدف تاکتیکی و راهبردی از مذاکرات، یا مطلق تکیهکردن به مذاکرات، یا طرف مقابل مذاکرهکنندگان ما، یا مأموریت مذاکرهکننده، ترجیح یک سیاست و ابزار دیگر به نسبت مذاکره و… موافقت، مخالفت و یا نقدهایی داشته باشیم.
*هر موضوعی که محل نقدمان باشد، نوع و محتوای نقدمان هم متفاوت میشود. مثلاً زمان مذاکرات؛ طبیعی است که مذاکرات هستهای دهه ۹۰، با مذاکرات خات با نظام و امنیت ملی نباشد، موجب ناامیدی مردم نشود، تحریک عصبیتهای گوناگون نباشد، روشهای خشمآلود وجود نداشته باشد، توهینآمیز نباشد، دروغ نباشد و…
* گاهی حاکمیت، تصمیمات کلانی گرفته و حتی در سطح پایینتر، تیم مذاکرهکننده، استراتژیها، روشها و یا اهداف پنهان و دادن امتیازی ناگفته برای رسیدن به هدف و امتیازی بزرگتر برای مذاکره در نظر گرفته . نقد باید کمککننده باشد و نه این که او را در فاش کردن آن روش، امتیاز ناگفته و اهداف پنهان تحتفشار قرار بدهد و یا مخل اجرای آن ها باشد و یا ما متوجه آن نباشیم که آن ها اینک نمیتوانند درباره موضوعی سخن بگویند و یا حتی نتوانند بگویند که حواسمان به آن موارد هست.