انتقادبه صدا و سیما وارد ولی حمله به آن ناجوانمردی است

يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ – ۲۳:۰۴
ساعت حوالی ۱۸ و ۳۵ دقیقه روزدوشنبه ۲۶خرداد ماه سال ۱۴۰۴درحالی که سحر امامی مجری شبکه خبر،در حال خواندن اخباربود،ساختمان شیشه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مورد حمله‌ی نیرو‌های متجاوز رژیم صهیونیستی قرارگرفت.
بقول یکی ازمقاله نویسان روزنامه کیهان به همان میزان که شلیک موشک به «تل‌آویو» و «حیفا» و پایگاه‌های رژیم در«نواتیم» و… رشک‌برانگیزبود، دیدن تصویر شیرزن خبرنگار سیمای جمهوری اسلامی در زمان حمله به ساختمان شیشه‌ای و ادامه قرائت خبر در شرایطی که اتاق خبر را گرد و خاک و آتش گرفته بود، با ندای الله اکبر و بیان حقیقت جنگ رژیم صهیونیستی علیه کشورمان از فعالیت رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی دست نکشید، جذاب و غرور آفرین بود.او بدرستی می‌دانست که درشرایط جنگی، بیان و مدیریت اخبار به عنصری حیاتی برای حفظ امنیت ملی، وحدت اجتماعی و جلوگیری ازگسترش شایعات تبدیل می‌شود.آنچه خانم امامی آن روزانجام داد یک حماسه بود و از آن پس، این عمل او، الگویی شد برای همه خبرنگارانی که پا به این عرصه خطیر نهاده‌اند. 
او نشان داد که نه تنها در میدان نبرد،بلکه در جبهه رسانه‌ای و روانی هم، ایستادگی نقشی تعیین‌ کننده در سرنوشت درگیری‌ها دارد. چرا که درعصر حاضر با این همه ابزار اطلاع‌رسانی و شبکه‌های خبری مجازی و غیرمجازی که تشخیص اخبار و اطلاعات درست از نادرست به شدت سخت شده، بیان و مدیریت اخبارجنگ در این شرایط که یک طرف آن دشمنی است که با انبوهی از شبکه‌های دروغ‌پراکن ذهن‌ها را مشوش می‌کند‌، و در طرف دیگر ملتی مظلوم و مضطرب قرار گرفته،خبر رسانی و روایت‌گری درست به عاملی استراتژیک تبدیل شده و می‌تواند برتصمیمات نظامی و سیاسی،روحیه نیروهای مسلح،حمایت عمومی و همبستگی ملی و حتی تصمیمات دشمن برای اقدامات جنگی تأثیربگذارد.
با وجوداین حمله جنایتکارانه، رسانه ملی درروز‌های نخست جنگ ۱۲روزه توانست با روایت دست اول، دقیق، صادقانه و شفاف دست بر‌تراطلاع رسانی به مردم را داشته باشد تا جایی که درفقدان اینترنت سراسری، به منبع خبری اصلی مردم ایران و رسانه‌های مهم دنیا تبدیل شد. این مسئله با نصرت الهی و شجاعت آن خبرنگار گوینده برعکس شد و ظرف ۲۴ ساعت گوینده صدا و سیما را به نماد مقاومت و ایستادگی ابهت و اقتدار رسانه‌ای و وطن دوستی تبدیل کرد و خبر این اقدام متهورانه تمامی رسانه‌های بی طرف جهان را فراگرفت.
صدا و سیما در هر دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه( جنگ رمضان )از اولین اهداف دشمن صهیونیستی- آمریکایی بود،چنان که پس ازحمله هوایی خرداد ماه، در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۴۰۴،نیز هدف حملات موشکی سنگین قرارگرفت.
زیرا صدا و سیما،با همه نقدهایی که به آن وارد است، هنوز هم مثل چهار دهه گذشته نقش منحصر به فردی در اطلاع رسانی، روشنگری، امید بخشی و بسیج افکارعمومی ملت ایران داشته و شریان اصلی انسجام و قیام ملی دربرابر دشمن متجاوز بوده است. 
در حملاتی که ذکر آن رفت، صدا و سیما، ضربه خورد اما جانانه مقاومت کرد و نقش مهمی در حماسه بعثت مردمی داشت؛حماسه ای که پشتوانه اصلی مقاومت پیروز در میدان، و مایوس کننده دشمنان بوده است. 
رسانه ملی،یک سازمان بزرگ، پر دامنه با انواع شبکه ها و محصولات رسانه ای متنوع، از اخبار، گزارش ها و تحلیل های سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی، گرفته تا فیلم و سریال و آموزش، سرگرمی ورزش و هنر است که مخاطب آن طیف گسترده ای ازعموم مردم کوچه و بازارتا نخبگان و سیاست مداران و فعالان اجتماعی و فرهنگی هستند و طبیعی است که اگر چنین ارگانی از سوی مردم، مخاطبان و نخبگان جامعه مورد نقد قرارنگیرد پس از مدت کوتاهی، تمامی تولیدات آن قابلیت استفاده خود را از دست خواهند داد.
خیلی هم فرقی نمی کند که چه کسی رئیس و از کدام خط فکری مدیران شبکه های آن باشند. در این ابر رسانه ملی،هر تیم یا گروه مدیریتی که باشد، به اعتبار وسعت، اهمیت و تنوع فعالیت سازمان،منتقدانی خواهدداشت. که این منتقدان چند گروه هستند؛ بعضی ها از روی دلسوزی نقد می کنند، برخی ها از روی بغض سخن می گویند، و برخی دیگر، با غرض ورزی به دلیل اینکه دراین سازمات صاحب نگشته و یا منصبی را ازدست داده اند و گروه آخر تخریب کنندگانی هستند که ماسک منتقد برچهره دارند و این گروه ازهمه موارد ذکر شده قبلی خطرناکترند.طبیعی است که مدیران صدا و سیما نباید به دلیل نقدهای غرض ورزانه یا غیر کارشناسی،به نقدهای دلسوزانه،عالمانه و صادقانه بی اعتنایی کنند.
به عقیده نگارنده، نقد حتی اگر با انگیزه و رویکرد منفی هم باشد خود موهبتی است که باید درباره آن اندیشید و مدیریت، تولید و خروجی این رسانه را بهبود بخشید. اما ازطرف دیگر،عقده گشایی، ترور شخصیت، نادیده گرفتن نقاط قوت و بزرگ نمایی نقاط ضعف، برچسب زدن، سیاه نمایی مطلق و تزریق بی اعتمادی به جامعه نسبت به عملکردصدا و سیما، رفتاری خصمانه و تخریبگرانه است.
دشمن متجاوزدردو جنگ تحمیلی اخیر، صدا و سیما را که دارای ضریب نفوذ بالا و بی نظیر در انسجام، همدلی و بسیج و مقاومت مردمی است موشکباران کرد و به انهدام زیرساخت ها و ساختمان های آن پرداخت. و گرنه آن گونه که برخی مسئولان سابق و فعلی در قوه مجریه و رسانه های بیگانه و معاند با ملت ایران القا می کنند، اگراین رسانه بزرگ ازجمعیت چندده میلیونی مخاطب مردمی و قدرت تاثیرگذاری چشمگیری برخوردار نبود،اصلا چه ضرورتی داشت که دشمن مرتکب جنایت جنگی شده و خود را انگشت نمای افکار عمومی درجهان کند. نقد دلسوزانه وکارشناسانه صدا و سیما، نه تنها حق، بلکه مسئولیت منتقدان عالم و آگاه و دلسوز است. ضمن آنکه رویکردهای تخریبی برای بی اعتبار کردن کامل این رسانه، بخشی ازعملیات جنگی ناکام دشمن آمریکایی- صهیونیستی است.
این گمانه زمانی تقویت می شود که مردم به روشنی می بینند که تخریب کنندگان امروز رسانه ملی، چه سوابق سیاسی تاریکی در همپوشانی با جنگ ترکیبی دشمن داشته اند. از توقف غنی سازی اورانیوم حتی در حد مجاز و ریختن سیمان در سانترفیوژها به توصیه آژانس تحت مدیریت دشمن، واگذاری اطلاعات دانشمندان هسته ای و منابع اقتدارملی به بهانه مذاکره و توافق گرفته،تا همدستی درایجاد بی ثباتی سیاسی،مسدودکردن مسیر پیشرفت اقتصاد کشور و راه گشایی برای نفوذ فرهنگی و رسانه ای دشمن در نهادها و سازمانهای نظامی،اقتصادی سیاسی و دانشگاه‌ها.
 

️محمد عمرانی – فعال اجتماعی و روزنامه نگار

منبع  : سیاست روز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *